کارکنان دست در دست فرزندان و همپای همسرانشان در حال از غرفهها هستند، کتابها را تماشا میکنند و اغلب با دستی پر از کتاب در نمایشگاه قدم میزنند. هم غرفهها متنوعاند و هم کتابهای عرضهشده، از رمان و داستان تا کتابهای تاریخی، علمی، مذهبی، روانشناسی. بخش پروپیمان کودک و نوجوان نیز در دومین رویداد «توسعه فرهنگ کتابخوانی» فراهم شده و این خانواده بزرگ صنعتی را گرد هم آورده است.
فاطمه نقدی، همسر غلامرضا ادیبی (کارمند ناحیه اکسیژن فولاد سبا)، درباره رویداد «توسعه فرهنگ کتابخوانی» گفت: متأسفانه سال گذشته از برگزاری این برنامه مطلع نبودم و شرکت نکردم؛ اما امسال بهمحض اینکه متوجه شدم، تصمیم گرفتم که بهاتفاق همسرم و فرزندانم در آن شرکت کنم. بهشخصه به این برنامهها بسیار اهمیت میدهم. این سبک برنامههای فرهنگی فولاد مبارکه همواره مطلوب بوده و ما همیشه استقبال کردهایم.
او که باور دارد اغلب برنامههای فرهنگی اینچنینی فولاد مبارکه هم از نظر کیفییت و هم از نظر تنوع راضیکننده است، ادامه داد: من فرزند کلاساولی دارم و در رویداد «آی باکلاه» شرکت کردیم که برای فرزندان کارکنان بسیار خوب بود. به نظرم بهتر است که غرفههای جانبی نمایشگاه بیشتر ویژه نوجوانان باشد. بهطورکلی این نمایشگاه کتاب خیلی خوب و مفید بود. من به دنبال کتابهایی برای فرزند کلاساولیام بودم که خوشبختانه پیدا کردم و خریدم.
فریبا رحمانی، همسر محمد رحمانی (شیفتفورمن واحد اکسیژن)، نمایشگاه سال گذشته را در مقایسه با نمایشگاه امسال قویتر ارزیابی کرد و گفت: به نظرم سال گذشته کیفیت بعضی از برنامهها بهتر و بخشهای جانبی راضیکنندهتر بود. برای مثال، سال گذشته بچهها بیشتر از غرفههای نقاشی، نمایش، سفالگری استفاده کردند. در این میان غرفه بازیهای خانوادگی مثل بازی «جنگا» هم وجود داشت و فرصتی را فراهم میکرد که کارکنان با فرزندان بازی کنند و چندساعتی را در کنار هم کاملاً سرگرم باشند.
او افزود: بهطورکلی اینکه فولاد مبارکه چنین رویدادهایی را برگزار میکند کار ارزندهای است و من هم مرتب کانال ایتا را چک میکنم که از زمان برگزاری برنامهها مطلع شوم. فرزندانم هم خیلی اهل کتاب خواندن هستند و طبیعتاً از این برنامهها استقبال میکنند. البته رمانهایی را که میخواستم پیدا نکردم، اما در بخش کتاب کودک تنوع بهتری دیدم و فرزندانم توانستند کتابهای موردعلاقهشان را بخرند و در کنار آن، نمایش شاهنامه را هم تماشا کردند و لذت بردند.
ایمان ایرانپور، کارمند فولادسازی سبا گفت: رویداد «توسعه فرهنگ کتابخوانی» از برنامههای بسیار خوب امور فرهنگی و روابط عمومی فولاد مبارکه است و اگر در سالهای بعد هم ادامه پیدا کند و هر سال پربارتر و بیشتر و بزرگتر شود، خیلی خوب است.
او که سال گذشته نیز در این رویداد شرکت کرده و به نظرش امسال کتابهای بیشتر و متنوعتری ارائه شده، ادامه داد: کتابهای تاریخی عرضهشده و همچنین کتابهای حوزه کودک بسیار مطلوب بود. پسر من به دنبال کتابهای متنوعی بود که توانست پیدا کند. ما سال گذشته هم کتابهایی که خریداری کردیم، بیشتر مربوط به گروه کودکونوجوان بود.
ایرانپور بخشهای جانبی نمایشگاه امسال را نیز مطلوب ارزیابی کرد و گفت: سال گذشته غرفههای سرگرمیهای کودکونوجوان، مثل غرفه سفالگری، بسیار متنوع و خوب بود؛ اما جشنها و جُنگهایی که امسال برگزار شد، مثل برنامه «مَلمَل» هم جالب بود. قیمت کتابهای عرضهشده هم خیلی مناسب بود. بهطورکلی با توجه به اینکه کار در فولاد مبارکه برای کارکنان سخت است و این سختی بر زندگی خانوادگی هم تأثیر میگذارد، وجود این برنامهها هم برای کارکنان و هم برای خانوادهها مهم و ثمربخش است.
یوسف شرافت، کارمند ناحیه نسوز فولادسازی که سال گذشته هم در رویداد «توسعه فرهنگ کتابخوانی» شرکت کرده، درباره کیفیت برگزاری آن در دوره اول و دوره دوم گفت: نواقصی که سال گذشته وجود داشت، امسال برطرف شده و کیفیت نسبت به سال گذشته بهتر بود. بخشهای جانبی و برنامه غرفهها هم امسال نسبت به سال گذشته بهتر بود و من که دو فرزند دختر و پسر در رده سنی کودک و نوجوان دارم توانستم به همراه آنها از این برنامهها استفاده کنم. موضوعات هم متناسب با سن پسر ششساله و دختر دهساله من و بسیار مفید بود.
شرافت درباره اجرای نمایش رستم و سهراب گفت: این نمایش حس متفاوتی برای فرزندش ایجاد کرد. فرزندم با تماشای این نمایش، واقعاً احساس کرده بود اتفاقی واقعی را میبیند. من در ابتدا به او گفتم که قرار است همان داستانی را که قبلاً ًبرایش خوانده بودم ببیند. همین موضوع باعث شد فرزندم خیلی با نمایش ارتباط برقرار کند و این موضوع برای من خیلی جالب بود.
او تنوع کتابهای عرضهشده در نمایشگاه را مطلوب ارزیابی کرد و گفت: فرزندانم توانستند کتابهایی را که هم با روحیات و هم نیاز آنها تطابق داشته باشد بخرند. من هم چند کتاب در زمینه شغلی خودم پیدا کردم که برایم بسیار مفید است. برای مثال کتابهایی درباره نحوه سخنرانی، سخنوری و فن بیان و روانشناسی در محیط کار. با توجه به مسئولیتی که برعهده دارم از این کتابها میتوانم در برقراری ارتباط بهتر با همکاران و زیرمجموعه خودم استفاده کنم.
بهاره شرافت، فرزند دهساله یوسف شرافت نیز گفت: کتاب «شازدهکوچولو» را خیلی دوست داشتم و توانستم پیدا کنم یا کتاب «آپارتمان در آتش». جلد اول کتاب «سفری که پرماجرا شد» را قبلاً خوانده بودم و جلد دومش را از این نمایشگاه خریدم. کتاب دیگری هم بود که نصف آن را همینجا خواندم و هیجانزده شدم و خوشم آمد و خریدم. در نمایشگاه سال گذشته هم کتاب «بدن انسان» را خریدم که کتاب قشنگی بود.
بهاره از برنامه شاهنامهخوانی و نقالی این نمایشگاه هم ابراز رضایت کرد و گفت: پدرم کار سختی دارد و ممکن است کم کنار ما باشد؛ اما این برنامهها باعث میشود من و پدرم چند ساعت در کنار هم خوش باشیم. من جشن کتاب پارسال را هم شرکت کردم که آن روز نقاشی کشیدیم و کتاب گرفتیم و خیلی خوب بود.
محمود نیلی، کارمند بازنشسته ناحیه نورد گرم فولاد مبارکه، بیشتر به کتابهای تاریخی علاقه دارد و در این نمایشگاه به دنبال کتابهایی با نام «اسناد لانه جاسوسی» و «سنپترزبورگ» است. او که به همراه فرزندان و نوههایش در نمایشگاه شرکت کرده، معتقد است تأثیر این رویدادها برای کارکنان که اغلب کار سختی دارند و البته روحیه خانوادهها بسیار مهم است.
بتول یزدانی، همسر روحالله قیصریها (کارمند تعمیرگاه مرکزی) که بیشتر از کتابهای صوتی و الکترونیکی استفاده میکند درباره این نمایشگاه گفت: سال گذشته متأسفانه نتوانستم در این رویداد شرکت کنم. امسال این برنامه، زمینهای فراهم کرد که پس از مدتها کتاب کاغذی بخرم. من بچه کوچک دارم و خیلی نمیتوانم برای خرید بیرون خانه وقت بگذارم و به همین دلیل کتاب الکترونیکی و صوتی تهیه و مطالعه میکنم؛ ولی امروز متوجه شدم که چقدر دلم میخواهد کتاب کاغذی را در دستم لمس کنم.
او درباره کتابهای موردعلاقه خود یا فرزندانش که در نمایشگاه امسال وجود داشته گفت: سالها پیش در زمینه عکاسی فعالیت میکردم و امروز کتابهای عکاسی را هم اینجا پیدا کردم که برایم جالب بود. فرزندم هم کتابهای موردعلاقهاش را پیدا کرد.
بهار قیصریها، فرزند نهساله روحالله قیصریها که کتاب «همیشه برایت نامه مینویسم» را اتفاقی در نمایشگاه پیدا کرده، در تأیید گفته مادرش گفت: وقتی مسئول غرفه درباره محتوای این کتاب توضیح داد، من از داستانش خوشم آمد و خریدم.
او درباره برنامههای جانبی نمایشگاه گفت: غرفه نجوم را دوست داشتم؛ چون به ستارهشناسی و فضانوردی علاقه دارم و فکر میکنم که اطلاعات خوبی برای من داشت.
زهرا جوهری، همسر حمیدرضا سعیدی (کارمند بخش خرید فولاد سبا) که خودش هم شاغل و پای ثابت رویدادهای فرهنگی گروه فولاد مبارکه است، از اینکه به دلیل زمان محدود برگزاری این رویداد، نتواسته با همسرش از این نمایشگاه استفاده کند گلایهمند بود و گفت: همسرم درست همین امروز کلاسی در محل کارش داشت و ما نتوانستیم باهم شرکت کنیم و خب برای ما خیلی اهمیت دارد که حداقل در این رویدادها کنار هم باشیم و اغلب هم بهاتفاق فرزندانم طوری برنامهریزی میکنیم که در زمان برگزاری رویدادهای فرهنگی فولاد مبارکه، در برنامه حاضر شویم؛ چون باور داریم که این برنامهها لازمه زندگی است و اینکه در اجتماع حضور پیدا کنیم و بهروز آموزش ببینیم و از این رویدادها در زندگی هم استفاده کنیم، برای ما اهمیت دارد.
او ادامه داد: سال گذشته در دو برنامه شب شعر شرکت کردیم و چون دخترم هم به ادبیات علاقه دارد، این امکان را پیدا کرد که شعر بخواند. در کافه فیلم هم شرکت کردیم و و اولین جایزه را هم برنده شدیم. ازآنجاکه فضای مجازی آدمها را درگیر کرده و مشکلات زندگی و شرایط اقتصادی هم وجود دارد، وقتی در چنین برنامههایی شرکت میکنیم، حس رضایت درونی داریم. از طرفی همسرم در طول سالهای فعالیتش، سختی کار زیادی داشته و روزهایی کنار ما نبوده؛ اما همین برنامهها کمک میکند که کمی آن رنج و سختی کمتر دیده شود. این برنامهها میتواند این کنار هم بودن را فراهم کند، به شرطی که تعدادش بیشتر باشد.
جوهری درباره برنامه کیفیت و تنوع رویداد «توسعه فرهنگ کتابخوانی» گفت: امسال در ابتدا اعلام کردند که قرار است دو فیلم در دور روز پخش شود؛ اما ما بعد متوجه شدیم که این برنامه در قالب رویداد کتاب است. تعداد برنامهها زیاد بود و برنامههای مدنظر ما در صبح و بعدازظهر برگزار میشد و به همین دلیل مجبور شدیم فقط از بخشی از برنامهها استفاده کنیم.
نگار سعیدی، ۱۹ساله، دانشجوی دبیری ادبیات فارسی و فرزند حمیدرضا سعیدی (کارمند بخش خرید فولاد سبا گفت: ما در اغلب رویدادهای فرهنگی فولاد مبارکه شرکت میکنیم؛ مثلاً کافهفیلم یا همین رویداد «خانواده باکلاس؛ خانواده باکتاب». سال گذشته هم شرکت کردیم و شبشعرها را هم دوست داشتیم. به نظرم تمام برنامههایی که برای خانوادهها برگزار میشود مطلوب است.
او ادامه داد: اغلب وقتی این رویدادها برگزار میشود، من به این موضوع فکر میکنم که آن جنبه فنیومهندسی که ساختار گروه فولاد مبارکه دارد و خشک است، با این رویدادهای فرهنگی خیلی به تعادل میرسد و برای خانوادهها جالب است، چون تمام سنین را هم در برمیگیرند؛ برای مثال، برادر من هشتساله است و خودم بیستسالهام و هر دو میتوانیم استفاده کنیم.»
او درباره برنامههای جانبی نمایشگاه به غرفه زیبازی که مسابقهای با سؤالات هوشی و تصویری برگزار میکرده اشاره کرد و گفت: به نظرم بهترین اتفاق، قدم زدن افرادی با لباس شخصیتهای شاهنامه در نمایشگاه بود. به برادر کوچکم گفتم ببین اینها از دل قصهها و کتابها بیرون آمدند و به نظرم این برای بچهها خیلی جذاب بود که چیزی را که در قصههای قدیمی خواندهاند ببینند.
نیما سعیدی، فرزند هشتساله حمیدرضا سعیدی نیز با اشاره به غرفه «ایرسا نجوم» و «نقالها» گفت: آنجا چیزهایی درباره فضا میگفتند؛ مثلاً اینکه صدسال دیگر چند سیاره به هم برخورد میکنند یا اینکه وقتی ستاره عمرش تمام میشود منفجر میشود و به سحابی تبدیل میشود.
او که امسال، تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته و برخلاف سال گذشته که فقط کتابهای مصور خریده بوده، توانسته کتابهای قصه و دانستنی هم انتخاب کند گفت: کتابهای زیادی خریدم؛ مثلاً کتابهای «داستان شاهنامه ایلیا»، «قهرمانان کربلا»، «دوازده قصه از شاهنامه»، «داستانهایی از زندگی امام جواد (ع) و امام حسین (ع)»، کتاب «استادعبدالحسین» و «دائرهالمعارف دانستنیهای مصور کودکان و نوجوانان.»
https://rooydadejadid.ir/?p=131245















