با این حال، اتحادیه اروپا با اختلافنظرهای داخلی روبهروست. در حالی که برخی کشورهای عضو خواهان ایجاد موانع حمایتی گسترده هستند، بسیاری از مدیران صنایع بزرگ هشدار میدهند که چنین سیاستهایی نتیجه معکوس خواهد داشت، زیرا توان رقابتی اروپا را کاهش داده و روند گذار سبز را کند میکند. این اختلافها فرصتی ایجاد کرده است تا رویکردهای تقابلی جای خود را به چارچوبی قابل پیشبینی و مبتنی بر همکاری بدهند. تدوین مقررات شفاف و پایدار میتواند زمینه رشد مشترک و نوآوری را فراهم کند، اما امنیتیسازی بیش از حد روابط، هزینه همکاری را برای هر دو طرف افزایش خواهد داد.
چین و اتحادیه اروپا، به عنوان دومین و سومین اقتصاد بزرگ جهان، در مجموع حدود یکسوم تولید ناخالص داخلی اسمی جهان و ۳۰ درصد تجارت جهانی را در اختیار دارند و شرکای اقتصادی مهم یکدیگر به شمار میروند. چین تأمینکننده اصلی مواد اولیه صنعتی و کالاهای واسطهای برای اروپا است و دو طرف در حوزه تجارت خدمات نیز مکمل یکدیگر هستند. در سال ۲۰۲۵، اتحادیه اروپا در تجارت خدمات با چین مازاد ۲۱.۳ میلیارد یورویی، معادل ۲۴.۵۳ میلیارد دلار، ثبت کرد. از این رو، افزایش پیشبینیپذیری در روابط دو طرف نه تنها برای اقتصادهای چین و اروپا، بلکه برای ثبات زنجیرههای ارزش جهانی نیز اهمیت دارد.
از تجارت کالا تا همگرایی صنعتی
در دو دهه گذشته، روابط اقتصادی چین و اتحادیه اروپا از تجارت کالا فراتر رفته و به همکاری عمیق صنعتی رسیده است. در بخشهایی مانند خودروسازی، ماشینآلات و صنایع شیمیایی، شرکتهای اروپایی همچنان راهبرد «در چین، برای چین» را دنبال میکنند و از ظرفیت زنجیرههای تأمین و نوآوری این کشور بهره میبرند.
توانمندی چین در تولید خودروهای برقی، باتریهای لیتیومی و تجهیزات خورشیدی، به یکی از عوامل مهم پیشبرد گذار سبز اروپا تبدیل شده است. ماریو دراگی، رئیس پیشین بانک مرکزی اروپا، نیز در گزارش خود درباره آینده رقابتپذیری اروپا تأکید کرده است که استفاده از زنجیرههای تأمین چین، سریعترین و کمهزینهترین مسیر برای کاهش انتشار کربن است، هرچند چالشهایی را برای صنایع اروپایی ایجاد میکند. این موضوع، ضرورت همکاری نزدیکتر میان دو طرف را نشان میدهد.
در مقابل، روند گذار سبز اروپا نیز فرصتهای تازهای برای شرکتهای چینی فعال در حوزه انرژیهای نو ایجاد کرده است. در نتیجه این همافزایی، سرمایهگذاری چین در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ به ۱۰ میلیارد یورو رسید که نسبت به سال قبل ۴۷ درصد افزایش داشت و بیش از نیمی از سرمایهگذاری چین در کشورهای با درآمد بالا را شامل میشد.
حرکت اروپا به سوی حمایتگرایی
در سالهای اخیر، سیاست اتحادیه اروپا در قبال چین از اقدامات ضددامپینگ محدود، به سمت حمایتگرایی گستردهتر حرکت کرده است. «لایحه شتابدهنده صنعتی» اروپا با هدف افزایش سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی اتحادیه تا سال ۲۰۳۵، بخشهایی مانند خودروهای برقی، باتری و انرژی خورشیدی را در اولویت قرار داده است. این لایحه با تعیین شروطی مانند استفاده از ۵۰ درصد نیروی کار بومی و انتقال فناوری در سرمایهگذاریهای بزرگ، نشاندهنده حرکت اروپا به سمت تقویت خودکفایی صنعتی است.
همزمان، امنیتیسازی سرمایهگذاریها نیز افزایش یافته است. اتحادیه اروپا از ابتدای امسال با استفاده از مقررات یارانههای خارجی و اصلاحات امنیت سایبری، محدودیتهایی را برای تأمینکنندگان پرخطر اعمال کرده است.
نشانههای بازگشت به عملگرایی
با وجود افزایش تنشها، نشانههایی از رویکردی عملگرایانه در اروپا دیده میشود. نشست اخیر رهبران اروپایی نشان داد که آنها به جای ورود به یک جنگ تجاری با چین، مسیر گفتوگو را ترجیح دادهاند. همچنین سفر فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و پس از آن سفر پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، به پکن نشاندهنده تلاش برای حفظ روابط اقتصادی و یافتن زمینههای جدید همکاری بود.
راهاندازی «ائتلاف باز بازارهای انطباق کربن» نیز گامی مهم در جهت هماهنگی مقررات قیمتگذاری کربن محسوب میشود و نشان میدهد که با وجود اختلافها، زمینه برای همکاریهای عملی همچنان وجود دارد.
سه چالش اصلی روابط
در حال حاضر، سه موضوع اصلی بر روابط چین و اتحادیه اروپا سایه انداخته است.
نخست، نابرابری تجاری که با نگرانیهای مربوط به صنعتزدایی و از بین رفتن فرصتهای شغلی در اروپا پیوند خورده و به مسئلهای سیاسی تبدیل شده است.
دوم، رقابت صنعتی در حوزههایی مانند فناوریهای انرژی نو که اکنون علاوه بر سهم بازار، موضوعاتی مانند شفافیت یارانهها و دسترسی متقابل به بازارها را نیز دربر میگیرد.
سوم، امنیت زنجیره تأمین و وابستگی به مواد اولیه حیاتی که بحث «ریسکزدایی» را پررنگتر کرده است.
در چنین شرایطی، صرفاً تأکید بر حجم بالای تجارت کافی نیست و دو طرف باید سازوکارهایی ایجاد کنند که شفافیت، پیشبینیپذیری و دسترسی متقابل به بازارها را تقویت کند.
راهکارهایی برای تقویت همکاری
چین و اتحادیه اروپا باید با رویکردی عملگرایانه، روابط خود را تقویت کنند. افزایش واردات تجهیزات پیشرفته و کالاهای باکیفیت اروپایی، استفاده از ظرفیت نمایشگاه بینالمللی واردات چین و گسترش برنامههای آزمایشی برای پذیرش متقابل استانداردها، میتواند بخشی از نگرانیهای اروپا درباره نابرابری تجاری را کاهش دهد. در مقابل، بروکسل نیز باید از امنیتیسازی بیش از حد روابط اقتصادی پرهیز کند.
با توجه به تفاوت منافع کشورهای عضو اتحادیه اروپا، لازم است همکاریها متناسب با ویژگیهای هر کشور طراحی شود. برای نمونه، همکاری با فرانسه میتواند بر تأمین مالی سبز، گسترش بخش خدمات و بازارهای ثالث متمرکز باشد، در حالی که در همکاری با آلمان، توسعه صنعت و زنجیرههای تأمین در اولویت قرار گیرد.
دو طرف همچنین میتوانند «ابتکار پایداری مواد خام حیاتی» را ایجاد کنند؛ سازوکاری که گفتوگوهای سیاستی را با قراردادهای بلندمدت تجاری پیوند دهد و نگرانیهای مربوط به تأمین مواد اولیه را به فرصتی برای همکاری پایدار تبدیل کند.
در نهایت، همکاری در حوزه حکمرانی سبز میتواند نقطه آغاز مناسبی برای بازسازی اعتماد باشد. موضوعاتی مانند کنترل انتشار گاز متان، کشتیرانی سبز و بازیافت باتری، از جمله زمینههایی هستند که ظرفیت بالایی برای هماهنگی استانداردها و تقویت اعتماد متقابل دارند.
روابط اقتصادی چین و اتحادیه اروپا اکنون در نقطهای تعیینکننده قرار گرفته است. هرچند رقابت میان دو طرف اجتنابناپذیر است، اما این رقابت باید بر پایه قوانین روشن و قابل پیشبینی شکل بگیرد. در شرایطی که اقتصاد جهانی با روند فزاینده تکهتکه شدن روبهرو است، گفتوگوی مستمر و همکاری سازنده، بهتر از تقابل میتواند منافع بلندمدت هر دو طرف را تأمین کند.
https://rooydadejadid.ir/?p=147730









