محمدرضا الهامی، دبیر انجمن دوستی ایران و چین
در کنار موفقیتهای اجتماعی، چین به یکی از پیشگامان فناوریهای پیشرفته تبدیل شده است. پیشرفتهای چشمگیر در حوزه هوش مصنوعی، فناوریهای مخابراتی، اینترنت نسل پنجم و آزمایش فناوریهای پیشرفتهتر، نشان میدهد که این کشور توانسته است جایگاهی برجسته در رقابتهای فناوری جهان به دست آورد. توسعه خودروهای هوشمند، برقی و هیبریدی نیز از دیگر عرصههایی است که چین در آن به موفقیتهای قابل توجهی رسیده و برخی شرکتهای بزرگ چینی توانستهاند در رقابت با برندهای مطرح جهانی به جایگاهی ممتاز دست یابند.
توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست نیز از دیگر حوزههایی است که چین در آن عملکردی قابل توجه داشته است. شهرهایی که در گذشته با مشکلات جدی آلودگی هوا و ترافیک گسترده مواجه بودند، امروز به نمونههایی از توسعه سبز تبدیل شدهاند. گسترش استفاده از خودروهای برقی و هیبریدی، ارائه تسهیلات دولتی برای استفاده از انرژیهای پاک، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، تصفیه و بازچرخانی پسابهای شهری و تبدیل پسماندها به انرژی، از جمله اقداماتی است که موجب بهبود محسوس کیفیت محیط زیست در این کشور شده است.
در پس این موفقیتها، حزب حاکم چین نقش محوری ایفا کرده است. ساختار حکمرانی چین به گونهای طراحی شده که سیاستهای کلان و راهبردهای بلندمدت در چارچوب تصمیمگیریهای حزب تدوین میشود و دولت وظیفه اجرای این سیاستها را بر عهده دارد. به همین دلیل، موفقیتهای اقتصادی، اجتماعی و فناورانه چین را نمیتوان جدا از نقش این حزب و سازوکارهای مدیریتی آن ارزیابی کرد. این حزب با بیش از یک قرن سابقه فعالیت، توانسته است ضمن حفظ ثبات سیاسی، خود را با نیازهای جدید جامعه و تحولات جهانی تطبیق دهد و میان آرمانهای اولیه و الزامات توسعه مدرن پیوند برقرار کند.
یکی از مهمترین عوامل ماندگاری و پویایی حزب حاکم چین، توجه مستمر به بهبود وضعیت زندگی مردم و اولویت دادن به توسعه اقتصادی و رفاه عمومی بوده است. پس از تحولات دهههای گذشته، رهبران چین دریافتند که افزایش سطح رفاه، اشتغال، فرصتهای اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی مردم، مهمترین پشتوانه مشروعیت و مقبولیت اجتماعی است. از همین رو، تمرکز بر توسعه اقتصادی و ارتقای سطح زندگی شهروندان به یکی از ارکان اصلی سیاستگذاری در این کشور تبدیل شد.
فلسفه «مردممحوری» نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. رویکرد حاکم بر سیاستهای توسعهای چین بر این اصل استوار است که رشد اقتصادی باید در نهایت به بهبود زندگی مردم منجر شود. ایجاد فرصتهای شغلی، توسعه زیرساختها، افزایش درآمد خانوارها، گسترش خدمات عمومی، تسهیل دسترسی به مسکن و امکانات رفاهی و فراهم کردن زمینه ارتقای کیفیت زندگی، از جمله نمودهای عملی این رویکرد به شمار میرود. تجربه چین نشان داده است که هر نظام حکمرانی زمانی میتواند از حمایت عمومی برخوردار باشد که بتواند نیازهای اساسی مردم را تأمین کرده و افق روشنی برای آینده آنان ترسیم کند.
برای کشورهای در حال توسعه نیز تجربه چین حاوی درسهای مهمی است. برنامهریزی بلندمدت، ثبات در سیاستگذاری، سرمایهگذاری در زیرساختها، توجه به فناوریهای نوین، مبارزه با فقر، توسعه منابع انسانی و اولویت دادن به رفاه عمومی از جمله عواملی هستند که نقش تعیینکنندهای در موفقیت چین داشتهاند. بسیاری از کشورها میتوانند با مطالعه این تجربه، مسیرهای مؤثرتری برای توسعه و مدرنیزاسیون طراحی کنند.
مدل حکمرانی چین نیز بر پایه برنامههای میانمدت و بلندمدت شکل گرفته است. این کشور با تدوین برنامههای پنجساله و همچنین اسناد راهبردی بلندمدت، اهداف مشخصی را برای دهههای آینده تعریف کرده است. چنین رویکردی موجب شده است که سیاستهای توسعهای از انسجام و استمرار برخوردار باشند و کشور بتواند با چشماندازی روشن به سوی اهداف خود حرکت کند. تأثیر این رویکرد تنها محدود به داخل چین نبوده و بسیاری از کشورهای منطقه و جهان نیز از تجربه برنامهریزی راهبردی این کشور الهام گرفتهاند.
در عرصه بینالمللی، چین در سالهای اخیر نقش فعالتری در ایجاد ثبات و اطمینان در نظام جهانی ایفا کرده است. این کشور پس از تثبیت جایگاه اقتصادی خود، به تدریج حضور پررنگتری در مسائل منطقهای و جهانی پیدا کرده و تلاش کرده است از طریق دیپلماسی، گفتوگو و میانجیگری به کاهش تنشها کمک کند. نقشآفرینی در روند عادیسازی روابط ایران و عربستان سعودی، مشارکت در ابتکارات صلح و افزایش تعاملات با کشورهای غرب آسیا، نمونههایی از این رویکرد به شمار میرود. چین امروز در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت اقتصادی بزرگ و بازیگری تأثیرگذار در عرصه سیاسی بینالمللی است.
در همین راستا، ابتکار کمربند و جاده که از سوی شی جینپینگ مطرح شد، به یکی از بزرگترین پروژههای همکاری اقتصادی جهان تبدیل شده است. این طرح با پیوند دادن کشورهای مسیر تاریخی جاده ابریشم و ایجاد شبکههای گسترده زیرساختی، تجاری و مالی، سهم مهمی در توسعه همکاریهای بینالمللی داشته است. همچنین ایجاد نهادهای مالی جدید برای حمایت از پروژههای توسعهای، نشاندهنده تلاش چین برای مشارکت فعالتر در شکلدهی به اقتصاد جهانی است.
چهار ابتکار جهانی مطرحشده از سوی شی جینپینگ شامل ابتکار توسعه جهانی، ابتکار امنیت جهانی، ابتکار تمدن جهانی و ابتکار حکمرانی جهانی نیز بازتابدهنده دیدگاهی مبتنی بر چندجانبهگرایی، همکاری بینالمللی و مشارکت گستردهتر کشورهای در حال توسعه در نظام جهانی است. این ابتکارها بر این ایده استوار هستند که جهان باید از الگوهای مبتنی بر هژمونی و سلطه فاصله گرفته و به سمت ساختارهایی حرکت کند که در آن همه کشورها بتوانند در توسعه، امنیت و پیشرفت مشترک سهیم باشند. از این منظر، این ابتکارها برای کشورهای جنوب جهانی فرصتی برای حضور فعالتر در فرآیندهای بینالمللی و بهرهگیری از ظرفیتهای توسعهای فراهم میکنند.
اندیشه شی جینپینگ درباره سوسیالیسم با ویژگیهای چینی برای عصر جدید نیز در همین چارچوب قابل فهم است. این اندیشه بر ترکیب توسعه اقتصادی، نوآوری فناورانه، توسعه سبز، مبارزه با فقر، تقویت رفاه عمومی، حفظ ثبات سیاسی، گسترش همکاریهای بینالمللی و حرکت به سوی جامعهای با آینده مشترک برای بشریت تأکید دارد. آنچه این رویکرد را متمایز میسازد، تلاش برای پیوند میان توسعه داخلی، رفاه مردم و ایفای نقشی سازنده در نظام بینالملل است.
امروز چین نه تنها دومین اقتصاد بزرگ جهان است، بلکه به الگویی قابل توجه در حوزه فقرزدایی، توسعه فناوری، برنامهریزی راهبردی، توسعه سبز و حکمرانی تبدیل شده است. تجربهای که نشان میدهد توجه به رفاه مردم، نگاه بلندمدت به توسعه و پایبندی به اهداف ملی میتواند زمینهساز تحولات بزرگ و پایدار در یک کشور باشد.
نویسنده: محمدرضا الهامی، دبیر انجمن دوستی ایران و چین
https://rooydadejadid.ir/?p=147846









