هوش مصنوعی امروز دیگر یک فناوری صرف نیست. بخشی از زیرساخت اقتصاد جهانی، امنیت، آموزش، سلامت، صنعت و حتی حکمرانی کشورها تبدیل شده است. هر تصمیمی که درباره نحوه توسعه یا مدیریت این فناوری گرفته شود، آثار آن تنها محدود به یک کشور یا منطقه نخواهد بود. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که کدام کشور در رقابت هوش مصنوعی پیشتاز خواهد بود، این است که چگونه میتوان اطمینان یافت منافع این فناوری میان همه کشورها توزیع شود و شکافهای موجود عمیقتر نشود.
کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ شانگهای از همین منظر اهمیت ویژهای پیدا میکند. این رویداد تنها محلی برای نمایش آخرین دستاوردهای فناورانه نبود، بلکه بستری برای شکلگیری گفتوگویی جهانی درباره آینده حکمرانی هوش مصنوعی به شمار میرفت. گفتوگویی که بر ضرورت همکاری، اعتماد متقابل و مسئولیتپذیری مشترک تأکید داشت.
سخنان شی جینپینگ رئیس جمهور چین در آیین گشایش این کنفرانس نیز بر همین رویکرد استوار بود. رویکردی که توسعه هوش مصنوعی را در کنار اصول انسانمحوری، امنیت، فراگیری و همکاری بینالمللی تعریف میکند.
چهار محور مطرحشده از سوی رئیسجمهور چین، یعنی گشودگی و همکاری، ایمنی و کنترلپذیری، احترام به تنوع تمدنها و تقویت حکمرانی جهانی، در واقع چارچوبی برای مواجهه با مهمترین چالشهای عصر هوش مصنوعی ارائه میدهد.
در سالهای اخیر، یکی از نگرانیهای جدی کشورهای در حال توسعه، شکلگیری شکافی تازه در عرصه فناوری بوده است. شکافی که این بار نه بر پایه منابع طبیعی یا سرمایه مالی، بلکه بر اساس دسترسی به داده، زیرساخت دیجیتال، توان پردازشی و نیروی انسانی متخصص تعریف میشود. اگر این روند بدون همکاری جهانی ادامه یابد، فاصله میان کشورهای برخوردار از فناوریهای پیشرفته و سایر کشورها میتواند بیش از هر زمان دیگری افزایش پیدا کند.
از همین منظر، تأسیس سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی (WAICO) را میتوان تلاشی برای ایجاد ساختاری جدید در حکمرانی بینالمللی دانست. فلسفه شکلگیری این سازمان بر این اصل استوار است که آینده هوش مصنوعی نباید در انحصار تعداد محدودی از کشورها یا شرکتهای بزرگ فناوری قرار گیرد، بلکه باید بستری فراهم شود تا تمامی کشورها، بهویژه اعضای جنوب جهانی، بتوانند در فرآیند توسعه، قانونگذاری و بهرهبرداری از این فناوری نقشآفرین باشند.
یکی از ویژگیهای مهم این ابتکار، تأکید بر ظرفیتسازی است. اعلام اختصاص هزاران فرصت آموزشی تخصصی در حوزه هوش مصنوعی برای کشورهای در حال توسعه، ایجاد مراکز همکاری منطقهای و گسترش آموزشهای فنی، نشان میدهد که انتقال دانش و تربیت نیروی انسانی، بخش جداییناپذیر این رویکرد است. تجربه جهانی نیز ثابت کرده است که توسعه پایدار فناوری تنها با انتقال تجهیزات امکانپذیر نیست و سرمایهگذاری بر آموزش، مهمترین عامل کاهش فاصله دیجیتال به شمار میرود.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی تنها زمانی میتواند به موتور توسعه جهانی تبدیل شود که اعتماد عمومی نسبت به آن تقویت شود. دغدغههایی مانند امنیت دادهها، حفظ حریم خصوصی، استفاده مسئولانه از الگوریتمها، مقابله با تبعیضهای هوشمند و جلوگیری از سوءاستفادههای فناورانه، موضوعاتی هستند که هیچ کشوری به تنهایی قادر به حل آنها نیست. همین واقعیت، ضرورت شکلگیری سازوکارهای چندجانبه را بیش از گذشته آشکار میکند.
در همین چارچوب، تجربههای عملی چین نیز قابل توجه است. توسعه مدلهای متنباز، اجرای پروژههای هوش مصنوعی در حوزه امدادرسانی، کشاورزی هوشمند، آموزش و همکاریهای فناورانه با کشورهای مختلف نشان میدهد که کاربردهای هوش مصنوعی میتواند فراتر از رقابتهای تجاری، در خدمت حل مسائل واقعی زندگی مردم قرار گیرد. این نگاه، مفهوم «هوش مصنوعی برای خیر» را از یک شعار به مجموعهای از اقدامات عملی نزدیکتر میکند.
حمایت گسترده بسیاری از کشورها و سازمانهای بینالمللی از تقویت همکاریهای جهانی در حوزه هوش مصنوعی نیز بیانگر آن است که جامعه جهانی بیش از گذشته به ضرورت تدوین قواعد مشترک پی برده است. فناوری با سرعتی بسیار بیشتر از قوانین حرکت میکند و اگر چارچوبهای حکمرانی متناسب با آن شکل نگیرد، چالشهایی مانند انحصار فناوری، گسترش نابرابری و سوءاستفاده از ظرفیتهای هوش مصنوعی میتواند به تهدیدی برای توسعه جهانی تبدیل شود.
نکته مهم دیگر، توجه ویژه این ابتکار به کشورهای جنوب جهانی است. بسیاری از این کشورها در گذشته، در فرآیند شکلگیری استانداردهای فناوری جهانی نقش محدودی داشتهاند اما اکنون با گسترش هوش مصنوعی، فرصت تازهای برای مشارکت فعالتر در نظام حکمرانی دیجیتال جهان ایجاد شده است. حضور پررنگتر این کشورها میتواند به شکلگیری نظامی متوازنتر، عادلانهتر و فراگیرتر کمک کند.
واقعیت این است که آینده اقتصاد دیجیتال، آینده همکاریهای بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. همانگونه که تغییرات اقلیمی یا امنیت غذایی نیازمند اقدام جمعی است، حکمرانی هوش مصنوعی نیز بدون همکاری جهانی امکانپذیر نخواهد بود. هیچ کشوری، حتی پیشرفتهترین قدرتهای فناوری، به تنهایی قادر به مدیریت همه پیامدهای این تحول نیست.
کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ شانگهای را میتوان از این منظر نقطهای مهم در تکامل گفتوگوهای بینالمللی درباره آینده فناوری دانست. جایی که توسعه هوش مصنوعی نه صرفاً به عنوان عرصهای برای رقابت، بلکه به عنوان فرصتی برای همکاری، کاهش شکاف دیجیتال و دستیابی به توسعه مشترک مطرح شد. اگر این مسیر با مشارکت گسترده کشورها، تبادل دانش، تدوین استانداردهای مشترک و احترام به تنوع نیازهای ملی ادامه یابد، هوش مصنوعی میتواند به جای تعمیق شکافهای موجود، به ابزاری برای افزایش رفاه، توسعه پایدار و پیشرفت مشترک بشر تبدیل شود. هدفی که تحقق آن، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند همکاری جهانی و مسئولیتپذیری مشترک است.
نویسنده: زمان مهدیزاده_ کارشناس روابطعمومی حوزه علم و فناوری ایران









