چنین برداشتهایی، اگرچه در ظاهر درباره تمدن هستند، اما در واقع بازتولید همان مفاهیم قدیمی و منسوخ «برتری تمدنی» و «برخورد تمدنها» به شمار میروند. این تحلیلگران مدعیاند که چین را واقعبینانه بررسی میکنند، اما دیدگاه آنها در عمل ریشه در جهانبینی غربمحور و تفکر برد-باخت دارد.
برای مدت طولانی، برخی روایتهای غربی توسعه یک تمدن را چالشی برای تمدنی دیگر دانستهاند و مبادلات فرهنگی و یادگیری متقابل را به اشتباه «توسعهطلبی فرهنگی» تعبیر کردهاند. این نوع نگاه نه تنها نمیتواند مسیر توسعه چین را توضیح دهد، بلکه بیش از پیش با واقعیت امروز جهان، یعنی تنوع تمدنها، ناسازگار است.
تمدنها رقیب یکدیگر در میدان نبرد نیستند و نباید آنها را به برتر و فرودست تقسیم کرد. مدرنیزاسیون نیز یک آزمون چهارگزینهای نیست که فقط یک پاسخ درست داشته باشد.
بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین در سال ۲۰۲۲ بر اهمیت ادغام اصول اساسی مارکسیسم با واقعیتهای عینی چین و همچنین با فرهنگ سنتی و اصیل این کشور تأکید کرد. این «دو ادغام» کلید نوآوری مستمر نظری و فرهنگی حزب را نشان میدهد و توضیح میدهد که چرا مدرنیزاسیون به سبک چینی دارای ویژگیهای متمایز و بومی است.
«دو ادغام» حاصل جمعبندی عمیق تجربه تاریخی صدساله حزب کمونیست چین، درک بنیادین قوانین حاکم بر توسعه سوسیالیسم با ویژگیهای چینی و مهمترین عامل موفقیت این حزب است.
ترویج تحول خلاقانه و توسعه نوآورانه فرهنگ سنتی چین به معنای ساختن یک هویت تمدنی در تقابل با غرب نیست، بلکه بیانگر خودآگاهی فرهنگی یک تمدن کهن است که میکوشد با تقویت ذهنیت فرهنگی مستقل خود و پاسداری از میراث تمدنیاش، مسیر مدرنیزاسیون را دنبال کند.چین همچنان به سوسیالیسم با ویژگیهای چینی پایبند است. این کشور با تکیه بر شرایط ملی خود و بهرهگیری از خرد حکمرانی و نظام ارزشی که تمدن چین طی هزاران سال شکل داده است، مسیر مدرنیزاسیونی متناسب با واقعیتهای خود را یافته است. این مسیر نه علیه غرب تعریف شده و نه هدف آن صدور «مدل چینی» است.چین همواره به حق هر کشور برای انتخاب مستقل مسیر توسعه خود احترام گذاشته است. این کشور در امور داخلی دیگر کشورها مداخله نمیکند و ارزشها یا تجربههای توسعه خود را بر دیگران تحمیل نمیکند.این رویکرد نه تنها یکی از اصول اساسی سیاست خارجی چین است، بلکه بازتابی از فلسفه سنتی این کشور یعنی «هارمونی و یکپارچگی در عین تفاوت» و این دیدگاه است که «همه تمدنها از طریق قدردانی متقابل در کنار یکدیگر شکوفا میشوند.»«ابتکار تمدن جهانی» نمود عملی این دیدگاه تمدنی است. چین در پاسخ به تحولات عمیق جهانی و چالشهای مشترک، بر احترام به تنوع تمدنها، ترویج ارزشهای مشترک بشری، حفظ و نوآوری تمدنها و تقویت مبادلات مردمی و فرهنگی در سطح بینالمللی تأکید دارد. این کشور با مرزبندیهای ایدئولوژیک مخالف است و سیاسیسازی یا استفاده ابزاری از تفاوتهای تمدنی را رد میکند.یکی از دلایل ماندگاری و شکوفایی تمدن چین در طول هزاران سال، روحیه گشودگی و رواداری آن بوده است. این تمدن در سراسر تاریخ خود، ضمن حفظ استقلال فرهنگی، همواره از دستاوردهای دیگر تمدنها نیز الهام گرفته است.امروز نیز چین توسعه نوآورانه تمدن خود را با همان تعهد به گشودگی، به جای انزوا، و تبادل، به جای طرد دیگران، دنبال میکند. از گسترش مبادلات مردمی در چارچوب همکاری «کمربند و راه» تا تقویت همکاری در زمینه حفاظت از میراث فرهنگی، آموزش، گردشگری و تبادل جوانان، چین به طور مستمر برای ترویج احترام متقابل و توسعه مشترک میان تمدنهای مختلف تلاش کرده است.امروز که بشریت با چالشهای مشترکی مانند تغییرات اقلیمی، حکمرانی هوش مصنوعی و بهداشت عمومی روبهرو است، جهان بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی میان تمدنها نیاز دارد. آنچه باید از آن حمایت شود، «جایگزینی تمدنی» نیست، بلکه یادگیری متقابل میان تمدنهاست؛ نه رقابت برد-باخت، بلکه همکاری برد-برد.هدف توسعه چین، تغییر دادن دیگران نیست، بلکه ارتقای خود است. آنچه چین ترویج میکند، برخورد تمدنها نیست، بلکه جهانی است که در آن تمدنهای گوناگون از نقاط قوت یکدیگر میآموزند، به یکدیگر احترام میگذارند و در کنار هم شکوفا می شوند
https://rooydadejadid.ir/?p=147731









