×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : چهارشنبه, ۲۹ مهر , ۱۴۰۵
درس برنامه‌ریزی بلندمدت چین برای جهان

توسعه حاصل انباشته شدن انتخاب‌هایی است که اگر در مسیری مشخص و پیوسته قرار نگیرند ممکن است با تغییر اولویت‌ها نیمه‌تمام بمانند و هزینه‌های گذشته را به فرصت‌های ازدست‌رفته تبدیل کنند. در جهان امروز که بحران‌های اقتصادی، اقلیمی و امنیتی به یکدیگر گره خورده‌اند، توانایی دیدن افق‌های دورتر از امروز به یکی از ضرورت‌های اصلی حکمرانی تبدیل شده است.

مسئله تنها داشتن چشم‌انداز نیست. بسیاری از کشورها اسناد بلندپروازانه‌ای برای آینده دارند، اما فاصله میان آنچه روی کاغذ نوشته می‌شود و آنچه در زندگی مردم تحقق پیدا می‌کند همچنان پابرجاست. پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان اهداف بلندمدت را به مجموعه‌ای از اقدامات مشخص، منابع مالی، مسئولیت‌های روشن و معیارهای قابل ارزیابی تبدیل کرد. به‌گونه‌ای که گذشت زمان، تغییر مدیران و فشارهای روزمره، مسیر کلی حرکت را از بین نبرد.

تجربه چین در بیش از هفت دهه اجرای برنامه‌های پنج‌ساله از این منظر قابل توجه است. این کشور برنامه‌ریزی توسعه را به یک سند تشریفاتی یا مجموعه‌ای از آرزوهای اقتصادی محدود نکرده بلکه آن را به ابزاری برای پیوند دادن اهداف کلان با سیاست‌های اجرایی تبدیل کرده است. بررسی پیشنهاد پانزدهمین برنامه پنج‌ساله در چهارمین نشست عمومی کمیته مرکزی بیستم حزب کمونیست چین نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. تلاشی برای ترسیم مسیر توسعه در دوره‌ای که رقابت فناوری، تحولات زنجیره‌های تأمین، تغییرات اقلیمی و ضرورت ارتقای کیفیت زندگی، تصمیم‌گیری‌های پیچیده‌تری را پیش روی دولت‌ها قرار داده‌اند.

اهمیت این تجربه را باید در تداوم همراه با امکان اصلاح جست‌وجو کرد. برنامه‌ریزی بلندمدت زمانی کارآمد است که کشور را به تصمیم‌های گذشته وابسته و در برابر واقعیت‌های تازه ناتوان نکند. ثبات در اهداف اصلی، در کنار بازنگری در شیوه‌های اجرا، می‌تواند مانع از آن شود که هر تغییر مدیریتی به آغاز دوباره مسیر توسعه بینجامد. در چنین الگویی، برنامه‌ریزی، اجرا، ارزیابی و اصلاح، حلقه‌هایی به‌هم‌پیوسته‌اند. حلقه‌هایی که موفقیت آنها نه با تعداد اسناد و مصوبات، بلکه با نتایج ملموس در اقتصاد و جامعه سنجیده می‌شود.

وجه دیگر این رویکرد، هماهنگی میان بخش‌ها و مناطق مختلف است. در کشوری با وسعت جغرافیایی و تفاوت‌های منطقه‌ای چین، تحقق اهداف ملی بدون تقسیم مسئولیت‌ها و هم‌جهت کردن ظرفیت‌های محلی دشوار خواهد بود. برنامه‌ریزی می‌تواند میان توسعه صنعتی، زیرساخت‌ها، حفاظت از محیط‌زیست و ارتقای خدمات عمومی پیوند برقرار کند تا پیشرفت یک بخش، به بهای تضعیف بخش دیگر تمام نشود. با این حال، چنین هماهنگی‌ای زمانی اثربخش است که اهداف ملی با نیازهای واقعی مناطق و مردم ارتباط داشته باشند و ارزیابی عملکرد، امکان شناسایی کاستی‌ها را فراهم کند.

مشارکت عمومی نیز در این میان اهمیت دارد. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره روند تدوین پانزدهمین برنامه پنج‌ساله چین، بیش از ۳ میلیون و ۳۱۳هزار نظر از طریق مشورت‌های عمومی آنلاین دریافت شده است. چنین مشارکتی، در صورت انعکاس واقعی دیدگاه‌ها در تصمیم‌های نهایی، می‌تواند فاصله میان سیاست‌گذاری و زندگی روزمره را کاهش دهد و زمینه همراهی جامعه با برنامه‌های توسعه را تقویت کند. برنامه‌ای که نیازهای مردم را نادیده بگیرد، حتی با برخورداری از اهداف دقیق و منابع گسترده، با دشواری‌های جدی در اجرا مواجه خواهد شد.

برای ایران و کشورهای خاورمیانه نیز مسئله اصلی، صرفاً تدوین اسناد بلندمدت نیست بلکه ایجاد سازوکاری است که تصمیم‌های راهبردی را از نوسان‌های کوتاه‌مدت مصون نگه دارد. سرمایه‌گذاری در آب، انرژی، حمل‌ونقل، آموزش و فناوری به افقی فراتر از یک یا دو سال نیاز دارد. تعیین اولویت‌های محدود و روشن، تخصیص پایدار منابع، انتشار گزارش‌های دوره‌ای پیشرفت، پاسخ‌گویی دستگاه‌های اجرایی و اصلاح سیاست‌های ناکارآمد می‌تواند به تبدیل اهداف کلی به نتایج قابل سنجش کمک کند. همچنین، توافق بر سر منافع ملی در حوزه‌هایی که آینده کشور به آنها وابسته است، باید امکان تداوم برنامه‌ها را حتی در شرایط تغییر مدیران فراهم سازد.

البته الگوی برنامه‌ریزی چین را نمی‌توان بدون توجه به تفاوت‌های تاریخی، نهادی و سیاسی، نسخه‌ای آماده برای همه کشورها دانست. تجربه هر جامعه به ظرفیت‌های اجرایی، ساختار اقتصادی، کیفیت نهادها و میزان اعتماد عمومی وابسته است. آنچه قابلیت الهام‌بخشی دارد، اصل پیوند میان آینده‌نگری، هماهنگی، اجرای مستمر و ارزیابی نتایج است. اصولی که می‌توانند در چارچوب‌های سیاسی و فرهنگی متفاوت، به شیوه‌های گوناگون به کار گرفته شوند.

جهان برای مواجهه با بحران‌های مشترک، بیش از شعارهای بلندمدت به تعهدات قابل اجرا نیاز دارد. تغییرات اقلیمی، امنیت غذایی و تحول فناوری منتظر پایان دوره‌های سیاسی نمی‌مانند. تجربه چین یادآور می‌شود که توسعه پایدار نه محصول یک تصمیم بزرگ و ناگهانی، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از تصمیم‌های پیوسته، اصلاح‌پذیر و مسئولانه است. آینده را نمی‌توان به‌طور کامل پیش‌بینی کرد، اما می‌توان برای آن برنامه داشت. برنامه‌ای که مسیر را روشن کند در برابر واقعیت‌ها انعطاف نشان دهد و موفقیت خود را با بهبود زندگی مردم بسنجد

نویسنده: حمیده عبدالهی، فعال رسانه‌ای

مطالب نوشته شده در این مقاله برگرفته از نظرات شخصی نویسنده است و موضع رسمی بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین را منعکس نمی‌‌کند.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.

-----
----------------