×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : شنبه, ۱۳ تیر , ۱۴۰۵
موج گرما در اروپا و شیوه حکمرانی در مدیریت بحران اقلیمی

این گزارش‌ها تکان‌دهنده است. اروپا مدت‌هاست به توسعه‌یافتگی و مدرن بودن خود افتخار می‌کند، اما چرا این قاره که سال‌ها خود را «نگهبان محیط زیست» معرفی کرده، در برابر چنین بلای قابل پیش‌بینی اقلیمی اینگونه بی دفاع ظاهر شده است؟
تابستان‌های اروپا در گذشته نسبتاً معتدل بود، بنابراین کمبود گسترده تجهیزات سرمایشی ریشه در عوامل تاریخی دارد. با این حال، تغییرات اقلیمی مدت‌هاست زنگ خطر را به صدا درآورده و موج‌های گرما دیگر پدیده‌ای استثنایی نیستند. در مواجهه با این وضعیت جدید، دولت‌ها باید از مدت‌ها قبل برای نوسازی شهری، امنیت انرژی، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر و تأمین تجهیزات اضطراری برنامه‌ریزی می‌کردند.
با این حال، در زمان وقوع بحران، سیاستمدارانی به جای تمرکز بر افزایش تولید یا واردات کولرهای مقرون‌به‌صرفه، بیشتر به مقصرسازی یا پیشبرد دستورکارهای سیاسی ادامه می‌دهند. در واقع، ریشه اصلی مشکل در ضعف ظرفیت حکمرانی است؛ یعنی مسئله‌ای انسانی، نه صرفاً یک بلای طبیعی.
این سخن به معنای نادیده گرفتن ارزش تجربه‌های اروپا یا ساده‌سازی مسئله نیست. پدیده‌های آب‌وهوایی شدید، چالشی جهانی هستند و هیچ کشوری از آن مصون نیست. در جست‌وجوی راه‌حل، تجربه چین در گنجاندن «تمدن اکولوژیک» در راهبرد توسعه ملی خود می‌تواند نکات قابل توجهی برای اروپا داشته باشد.
اول؛ پایبندی به نگاه سیستمی. اروپا در حوزه بهره‌وری انرژی ساختمان‌ها، فناوری پمپ‌های حرارتی کم‌کربن و مبردهای سازگار با محیط زیست پیشرو است، اما تلاش شدید برای کاهش حداکثری انتشار کربن، در برخی موارد باعث غفلت از هماهنگی میان بخش‌های مختلف شده است. در مقابل، چین به اکوسیستم به عنوان یک کل یکپارچه نگاه می‌کند که «انسان» بخش اصلی آن است. تمدن اکولوژیک در چین یک چارچوب حکمرانی جامع و سیستماتیک است؛ به این معنا که در برنامه‌ریزی شهری، سیاست‌های انرژی، استانداردهای ساختمانی یا اقدامات رفاهی باید هم‌افزایی منافع در نظر گرفته شود. برای نمونه، نوسازی ساختمان‌های قدیمی هم با حفظ هویت آن‌ها و هم با بهره‌گیری از فناوری‌های نو انجام می‌شود. همچنین در گذار سبز تلاش می‌شود میان امنیت انرژی، توسعه صنعتی و کیفیت زندگی تعادل برقرار شود تا از تمرکز بر یک هدف و قربانی شدن اهداف دیگر جلوگیری شود.
دوم؛ پایبندی به توسعه مردم‌محور و مشترک. اروپا از نظر فناوری مزیت‌هایی قابل توجه دارد، اما اتکای زیاد به سازوکار بازار باعث تمرکز منابع در دست گروه‌های ثروتمندتر شده است. همچنین شکاف میان ساختارهای بوروکراتیک و نیازهای فوری مردم نشان می‌دهد که هنوز یک رویکرد عمیق مردم‌محور در توسعه آن شکل نگرفته است. برخی رسانه‌های اروپایی حتی این موج گرما را به عنوان نوعی «تنش طبقاتی اقلیمی» توصیف کرده‌اند.
در مقابل، تلاش چین برای تحقق تمدن اکولوژیک تنها یک پروژه فناورانه یا کاهش آلایندگی نیست، بلکه مدلی است که مردم در آن مشارکت دارند و از نتایج آن بهره‌مند می‌شوند. برای مثال، چین سیاست‌های فقرزدایی را با توسعه صنایع سبز ترکیب کرده و هم‌زمان یارانه کالاهای کم‌مصرف و تعرفه‌های ترجیحی برق را در نظام رفاهی خود گنجانده است. این روند صرفاً گسترش رفاه نیست، بلکه تغییری در نگاه به دسترسی به وسایل سرمایشی است؛ از یک انتخاب مصرفی به بخشی از مسئولیت دولت در تأمین حداقل استانداردهای زندگی.
سوم و مهم‌تر از همه، عبور از این تصور نادرست که حفاظت از محیط زیست و توسعه اقتصادی در تضاد هستند. اروپا در روند گذار سبز، گاهی بیش از حد بر اهداف سخت‌گیرانه کاهش کربن تمرکز می‌کند و نیازهای واقعی مردم، از جمله دسترسی به سرمایش در شرایط آب‌وهوای شدید را کمتر در نظر می‌گیرد. در مقابل، چین در کنار پرداختن به موضوعاتی مانند بهره‌وری انرژی و کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری، رویکردی گسترده‌تر اتخاذ کرده و دارایی‌های اکولوژیک را به موتور رشد اقتصادی تبدیل کرده است.
به این ترتیب نشان داده می‌شود که توسعه سبز و بهبود کیفیت زندگی می‌توانند هم‌زمان پیش بروند. زمانی که مزایای گذار سبز برای مردم ملموس باشد، حمایت اجتماعی پایدار نیز شکل می‌گیرد. این همان نکته‌ای است که در چین بر آن تأکید می‌شود: «آب‌های زلال و کوههای سرسبز، دارایی‌های ارزشمند هستند.»
موج گرمای اخیر یک درس مهم برای جهان داشت. کارآمدی یک نظام حکمرانی را نمی‌توان با ادعاهای نظری سنجید، بلکه باید دید آیا توان حل مسائل واقعی، حفاظت از مردم در لحظات بحرانی و تبدیل برنامه‌های بلندمدت به اقدام عملی را دارد یا نه. با افزایش تکرار پدیده‌های آب‌وهوایی شدید، همه کشورها می‌توانند از تجربه‌های یکدیگر بیاموزند.
اروپا نیازمند بازنگری در ضعف‌های حکمرانی خود است، در حالی که چین مسیر بهبود خود را از طریق گشایش و همکاری بین‌المللی ادامه می‌دهد. این دو طرف از نظر نظام حکمرانی، تاریخ و فرهنگ متفاوت‌اند، اما همین تفاوت زمینه‌ساز یادگیری متقابل میان تمدن‌هاست.
برخی در اروپا پیش‌تر نگاهی از بالا به چین داشتند و حتی همکاری‌های عادی اقتصادی را سیاسی می‌کردند یا از رقابت شرکت‌های چینی انتقاد می‌کردند. اما موج گرمای اخیر واقعیت دیگری را نشان داده است: افزایش تقاضای مصرف‌کنندگان اروپایی برای کولرهای گازی و محصولات سرمایشی ساخت چین، بر اهمیت همکاری‌های متقابل در بستر جهانی‌سازی تأکید می‌کند.
چین آماده همکاری با اروپا و دیگر طرف‌ها برای پیشبرد توسعه سبز و بهبود معیشت مردم است. واقعیت‌ها باید معیار قضاوت باشند، زندگی مردم محور قرار گیرد و همکاری مسیر آینده باشد؛ کسانی که واقعاً مردم را در اولویت قرار دهند، در نهایت اعتماد پایدار شهروندان خود را به دست خواهند آورد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.

-----
----------------