درست در چنین فضایی، اجلاس سالانه سران «سازمان همکاری شانگهای» در روزهای نهم و دهم شهریور( ۳۱ آگوست و اول سپتامبر )۲۰۲۶ در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، برگزار میشود. این همزمانی، می تواند فرصتی کمنظیر برای دیدارهای دوجانبه سران کشورهای عضو از جمله سران ایران و چین در حاشیه اجلاس فراهم کند تا مسیر جدیدی برای اجرای تفاهمنامه ۲۵ ساله و ریلگذاری برای همکاریهای آینده ترسیم شود.
مزیتهای بینظیر ایران؛ شریکی راهبردی برای «کمربند و راه»
ایران به دلیل دارا بودن ذخایر انرژی نفت و گاز بسیار غنی، موقعیت کریدور طبیعی شرق-غرب و شمال-جنوب، تسلط بر سواحل شمالی خلیجفارس و تنگه هرمز، بیشترین شمار همسایگان با مرزهای خاکی و آبی و همسایگی تاریخی با جاده ابریشم، از ظرفیتهای منحصر بفردی برخوردار است. این ویژگیها، ایران را به یک شریک بیبدیل برای چین در تحقق ابرپروژه کمربند و راه تبدیل کرده است. چین نیز به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، بزرگ ترین شریک تجاری ایران و یک قدرت صنعتی پیشرو، میتواند نقش محوری در بازسازی خسارات ناشی از جنگ، توسعه زیرساختهای ایران و حضور در پروژههای کلان این کشور به ویژه دردوران پساجنگ ایفا کند.
چین؛ میانجی مورد اعتماد برای نظم نوین منطقهای
چین در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری موفق میان تهران و ریاض، نشان داد که میتواند معمار اصلی صلح در خاورمیانه باشد. در دوران پساجنگ، این ظرفیت بیش از پیش می تواند به کار گرفته شود؛ چراکه رفع برخی تنشهای ناخواسته ایجادشده میان ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس، نیازمند یک میانجی مورد اعتماد است. ایران به صراحت اعلام کرده است که خواستار ادامه روابط دوستانه همسایگی و احترام امیز با همه کشورهای منطقه است. چین به عنوان طرف مورد احترام و اعتماد همه کشورهای منطقه، بهترین گزینه برای ترمیم این روابط و شکلدهی به نظم جدید منطقهای است. نقش چین در این میان، نه تنها یک میانجیگر ساده، بلکه عامل ایجاد بستری برای گفتوگوهای پایدار و اطمینانبخش میان همه طرفها خواهد بود.
توسعه ریلی، مهار بیابانزایی و انرژیهای تجدیدپذیر؛ افقهای تازه همکاری
باوجود تحریم های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران و فشار ایالات متحده بر کشورهای هم پیمان خود برای پیوستن به کارزار این تروریسم اقتصادی و نیز به رغم به مزاحمت های شدید آمریکا برای ایران تجارت دریایی از طریق بنادر جنوبی ایران، مسعود پزشکیان رئیس جمهوری ایران اخیر از افزایش قطارهای باری ورودی چین ایران از تنها یک قطار در هفته به سه قطار در هفته خبر داد و اعلام کرد که مسیرهای دیگری هم برای گشایش در تجارت خارجی ایران در حال شکل گیری است. این نشان می دهد، ایران به دلیل مزیت های فراوان دسترسی ها در حوزه تجارت خارجی، همچنان همکاری های تجاری و اقتصادی خود را با چین را به پیش خواهد برد.
از سوی دیگر، ایران نیازمند توسعه حملونقل ریلی و نوسازی ناوگان ریلی مسافری و باری به عنوان کریدور شمال-جنوب و شرق-غرب است و میتواند زمینهساز همکاری گسترده با شرکتهای ریلی چین از جمله قطارهای پرسرعت باشد. همچنین مشکل بیابانزایی در مناطق وسیعی از ایران، یک چالش جدی است و انتقال تجارب ارزشمند فنی و علمی چین در این زمینه، میتواند به ایران در مقابله با یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی خود کمک شایانی کند.
ورود خودروهای برقی باکیفیت چینی به ایران، با استقبال خوبی مواجه شده است. از سوی دیگر، ایران با وجود ظرفیتهای عظیم در انرژی بادی و خورشیدی، با مشکل کمبود برق دست و پنجه نرم میکند. سرمایهگذاری شرکتهای معتبر و خوش نام چینی در احداث نیروگاههای بادی و خورشیدی در ایران، علاوه بر تأمین برق مورد نیاز، زمینه را برای توسعه بازار خودروهای برقی و احداث کارخانههای تولیدی چینی در ایران فراهم خواهد کرد. این همکاری، میتواند ایران را به قطب تولید خودروهای برقی در منطقه تبدیل کند و نیازهای داخلی را نیز تأمین نماید.
گردشگری؛ پل مردمی و درآمدی پایدار برای دو کشور
طبق آمار و ارقام، با افزایش درآمد مردم چین در سالها و دهه های گذشته، تعداد گردشگران چینی علاقمند به بازدید از دیگر کشورها بیش از یکصد میلیون نفر در سال رسیده است. ایران به دلیل برخورداری از جاذبه های گردشگری تاریخی، باستانی، فرهنگی و طبیعی می تواند مقصدی جذاب برای گردشگران چینی باشد و نهادهای مربوطه ایران به دنبال آن هستند تا در یک برنامهریزی میان مدت، “یک درصد” از گردشگران چینی را به ایران جذب کنند که این امر، درآمد خوبی برای ایران و هم یک پل محکم شناخت مردمی بین دو کشور ایجاد می کند.
سازمان شانگهای؛ بستری برای نظم جهانی نوین
سازمان همکاری شانگهای با برخورداری از ظرفیتهای بینظیری همچون عضویت دائم چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، دربرگیری نیمی از جمعیت جهان، اختصاص یکچهارم از اقتصاد جهانی، به یکی از تأثیرگذارترین نهادهای بینالمللی در حال شکلدهی به نظم جهانی جدید تبدیل شده است. در این میان، ایران و چین با بهرهگیری از ظرفیتهای مکمل خود و با تکیه بر اراده سیاسی بالا، میتوانند الگویی موفق از همکاری اقتصادی-امنیتی در سایه سازمان شانگهای ارائه دهند.
عضویت ایران و چین در این سازمان منطقهای و نیز حضور آنها در گروه بریکس، نه تنها بستری برای همکاریهای چندجانبه فراهم میکند، بلکه امکان هماهنگی بیشتر در مواضع بینالمللی و ترویج چندجانبه گرایی، نظم نوین جهانی و حکمرانی جهانی به عنوان یکی از ابتکارات ارزشمند شی جینپینگ رئیس جمهوری خلق چین را نیز افزایش میدهد. این هماهنگی، فراتر از سازمان همکاری شانگهای، در گروه بریکس نیز ادامه مییابد تا دو کشور در دو نهاد کلیدی جهانِ درحال ظهور، صاحبصدا باشند.
چالشها و موانع ساختاری و چشمانداز همکاری
با این حال، مسیر تحقق این چشمانداز روشن، خالی از موانع ساختاری و اجرایی نیست. مهمترین چالش، همچنان به سامانههای مالی و بانکی بازمیگردد؛ جایی که تحریمهای ثانویه آمریکا، عملا سرعت همکاریهای کلان را کاهش میدهد. دوم، ناهماهنگی در سرعت اجرای تفاهمنامه ۲۵ ساله، آن را با وجود ظرفیتهای بالای، به یک سند بلندمدت با پیشرفتهای نسبتاً کند به ویژه در حوزههای غیرنفتی بدل کرده است. با وجود این موانع، آنچه این چالشها را قابلمدیریت میسازد، اراده سیاسی مستحکم دو طرف و ظرفیت بینظیر سازمان همکاری شانگهای برای ارائه بسترهای جایگزین است؛ موانعی که اگر با تدبیر و برنامهریزی دقیق برطرف شوند، مسیر همکاریهای راهبردی دو کشور را هموارتر از پیش خواهند ساخت.
https://rooydadejadid.ir/?p=153329








