«شوک چین به آفریقا رسیده است و روابط اقتصادی آمریکا با سریعترین قاره در حال رشد جهان در معرض خطر قرار دارد.» این جمله، آغاز تفسیری با عنوان «شوک چین به آفریقا میآید» است که دو پژوهشگر از بنیاد دفاع از دموکراسیها آن را منتشر کردهاند. این گزارش تنها سه روز پس از انتشار گزارشی با عنوان «روابط چین و کشورهای جنوب صحرای آفریقا و سیاست ایالات متحده» از سوی سرویس تحقیقات کنگره در ۶ اوت منتشر شد.
آمریکا و اتحادیه اروپا اخیراً با تصویب پیدرپی اقدامات محدودکننده تجاری علیه چین، روند فزایندهای از یکجانبهگرایی و حمایتگرایی را به نمایش گذاشتهاند. واشنگتن نهتنها تعرفههای متعددی بر کالاهای چینی اعمال کرده، بلکه برای پلی سیلیکون چین نیز سقف قیمت و عوارض اضافی تعیین کرده است. همزمان، اروپا نیز با استناد به موضوع «یارانههای مضاعف» علیه محصولات خورشیدی، خودروهای برقی و کاغذ حرارتی چین، با وضع قوانین جدید بهطور غیرمستقیم موانع ورود به بازار را افزایش داده است.
تلاش ایالات متحده برای «جایگزینی داخلی» در واقع تلاشی برای بازطراحی زنجیرههای تأمین با هدف «مستثنی کردن چین» است و اساساً ماهیتی حمایتگرایانه و مبتنی بر قلدری یکجانبه دارد. این تلاش نهتنها نباید عزم و توانایی چین برای پاسخگویی را دستکم بگیرد، بلکه باید سه هزینه را نیز با دقت محاسبه کند: هزینه گذار انرژی، هزینه زیرساخت هوش مصنوعی و هزینه نوآوری.
در شرایطی که نظام بینالملل با بحرانهای امنیتی، بیاعتمادی سیاسی و رقابتهای ژئوپلیتیکی روبهرو است، افکار عمومی جهان نیز در حال بازتعریف معیارهای خود برای ارزیابی قدرتهای بزرگ است. تازهترین نتایج نظرسنجیهای بینالمللی نشان میدهد بخش قابل توجهی از مردم جهان، بیش از گذشته به کشوری اعتماد میکنند که توسعه را با همکاری، گفتوگو و ثبات پیوند زده است. تغییری که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، تنها یک جابهجایی آماری نیست، بلکه بازتاب دگرگونی در انتظارات جهانی از نقش قدرتهای بزرگ در قرن بیستویکم به شمار میرود.
«موج عرضه پنج مدل هوش مصنوعی تنها در مدت هشت هفته، نشان میدهد که مزیت رقابتی اصلی چین دیگر صرفاً هزینه پایین نیست، بلکه کارایی برتر آن است.»
تلاش ایالات متحده برای «جایگزینی داخلی محصولات» و کاهش وابستگی به چین، در واقع اقدامی در جهت تغییراتی در زنجیره تأمین با هدف اصلی «حذف چین» از این زنجیره است؛ اقدامی که نوعی حمایتگرایی و یکجانبه گرایی محسوب میشود. اما واشنگتن در این مسیر غیرسازنده، نه تنها نباید توانمندی چین برای پاسخ متقابل را دستکم بگیرد، بلکه باید سه هزینه اساسی این اقدام خود را نیز بهدقت محاسبه کند: هزینه انتقال انرژی، زیرساختهای هوش مصنوعی و نوآوری.
همزمان با فرارسیدن سالگرد بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی در ۶ اوت، ژاپن به عنوان تنها کشوری که هدف حمله هستهای قرار گرفته، مسئولیتی ویژه در مخالفت با سلاحهای هستهای، بازاندیشی درباره فاجعه جنگ و حفظ صلح بر عهده دارد. روایت بازماندگان این فاجعه و دههها فعالیت ضد هستهای، جامعه ژاپن را نسبت به هرگونه تلاش برای تضعیف محدودیتهای پس از جنگ حساس کرده است.
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی نوشته است : نشست چهارجانبه سعودی، مصر، ترکیه و پاکستان برای بررسی کاهش تنش و چالشهای جاری
طی نیمه نخست سال ۲۰۲۶، دو آمار از وضعیت اقتصادی چین منتشر شد که برای بسیاری از تحلیلگران اقتصادی غیرمنتظره بود. از یک طرف، واردات نفت خام این کشور بیش از ۴۰ درصد کاهش یافت و از طرف دیگر، صادرات کالاهای چینی برخلاف پیشبینیها نه تنها افت نکرد، بلکه رکوردهای تازهای ثبت کرد. اکنون این پرسش مطرح میشود که بزرگترین اقتصاد تولیدی جهان چگونه توانسته است در شرایطی که یکی از اصلیترین مسیرهای تامین انرژیاش دچار اختلال شده، رشد اقتصادی و تجاری خود را حفظ کند؟
بخش فارسی سایت رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی می نویسد : نگاهی اجمالی به حرفها و اعلام مواضع دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده در قبال ایران از زمان شروع جنگ کنونی(۹ اسفند ۱۴۰۴)، پرده از استراتژی فرسایشی او در حوزه «روایتسازی» برمیدارد. اصرار بیوقفه ترامپ بر تکرار مواردی چون ۱۰۶ بار ادعای شکست دادن ایران، ۹۵ بار تکرار ادعای نابودی ایران، ۸۸ بار وعده توافق قریبالوقوع و دهها بار تکرار این ادعا که ذخایر موشکی و پهپادی ایران تقریبا به انتها رسیده است، بیش از آنکه بازتابی از واقعیتهای میدانی باشد، نشاندهنده یک تاکتیک روانی-رسانهای برای بمباران افکار عمومی است.
ایالات متحده سالهاست چین را به استفاده از «کار اجباری» متهم میکند، اما این اتهامها نه بر پایه اسناد تازه و قابل راستیآزمایی، بلکه بر اساس چرخهای از روایتسازی و بازتکرار مداوم شکل گرفته است. واشنگتن با بهرهگیری از گزارش برخی سازمانها، اظهارات سیاستمداران، اسناد دولتی و پوشش رسانهای، سازوکاری ایجاد کرده که در آن یک ادعای اولیه بارها بازنشر و به مرور بهعنوان واقعیتی پذیرفتهشده معرفی میشود؛ در حالی که مدارک مستقلی برای اثبات آن ارائه نمیشود.
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی نوشته است : دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده که در روزهای اخیر تهدید کرده بود قصد دارد به زودی گسترده ترین حملات علیه ایران را آغاز کند، اما در یک اقدام تاکتیکی، ناگهان از این تصمیم عقب نشینی کرد.
تلاش ایالات متحده برای «جایگزینی داخلی محصولات» و کاهش وابستگی به چین، در واقع اقدامی در جهت تغییراتی در زنجیره تأمین با هدف اصلی «حذف چین» از این زنجیره است؛ اقدامی که نوعی حمایتگرایی و یکجانبه گرایی محسوب میشود. اما واشنگتن در این مسیر غیرسازنده، نه تنها نباید توانمندی چین برای پاسخ متقابل را دستکم بگیرد، بلکه باید سه هزینه اساسی این اقدام خود را نیز بهدقت محاسبه کند: هزینه انتقال انرژی، زیرساختهای هوش مصنوعی و نوآوری.
همزمان با فرارسیدن سالگرد بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی در ۶ اوت، ژاپن به عنوان تنها کشوری که هدف حمله هستهای قرار گرفته، مسئولیتی ویژه در مخالفت با سلاحهای هستهای، بازاندیشی درباره فاجعه جنگ و حفظ صلح بر عهده دارد. روایت بازماندگان این فاجعه و دههها فعالیت ضد هستهای، جامعه ژاپن را نسبت به هرگونه تلاش برای تضعیف محدودیتهای پس از جنگ حساس کرده است.
طی نیمه نخست سال ۲۰۲۶، دو آمار از وضعیت اقتصادی چین منتشر شد که برای بسیاری از تحلیلگران اقتصادی غیرمنتظره بود. از یک طرف، واردات نفت خام این کشور بیش از ۴۰ درصد کاهش یافت و از طرف دیگر، صادرات کالاهای چینی برخلاف پیشبینیها نه تنها افت نکرد، بلکه رکوردهای تازهای ثبت کرد. اکنون این پرسش مطرح میشود که بزرگترین اقتصاد تولیدی جهان چگونه توانسته است در شرایطی که یکی از اصلیترین مسیرهای تامین انرژیاش دچار اختلال شده، رشد اقتصادی و تجاری خود را حفظ کند؟
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی نوشته است : نشست چهارجانبه سعودی، مصر، ترکیه و پاکستان برای بررسی کاهش تنش و چالشهای جاری
ایالات متحده سالهاست چین را به استفاده از «کار اجباری» متهم میکند، اما این اتهامها نه بر پایه اسناد تازه و قابل راستیآزمایی، بلکه بر اساس چرخهای از روایتسازی و بازتکرار مداوم شکل گرفته است. واشنگتن با بهرهگیری از گزارش برخی سازمانها، اظهارات سیاستمداران، اسناد دولتی و پوشش رسانهای، سازوکاری ایجاد کرده که در آن یک ادعای اولیه بارها بازنشر و به مرور بهعنوان واقعیتی پذیرفتهشده معرفی میشود؛ در حالی که مدارک مستقلی برای اثبات آن ارائه نمیشود.
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی نوشته است : دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده که در روزهای اخیر تهدید کرده بود قصد دارد به زودی گسترده ترین حملات علیه ایران را آغاز کند، اما در یک اقدام تاکتیکی، ناگهان از این تصمیم عقب نشینی کرد.
بخش فارسی سایت رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی می نویسد : نگاهی اجمالی به حرفها و اعلام مواضع دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده در قبال ایران از زمان شروع جنگ کنونی(۹ اسفند ۱۴۰۴)، پرده از استراتژی فرسایشی او در حوزه «روایتسازی» برمیدارد. اصرار بیوقفه ترامپ بر تکرار مواردی چون ۱۰۶ بار ادعای شکست دادن ایران، ۹۵ بار تکرار ادعای نابودی ایران، ۸۸ بار وعده توافق قریبالوقوع و دهها بار تکرار این ادعا که ذخایر موشکی و پهپادی ایران تقریبا به انتها رسیده است، بیش از آنکه بازتابی از واقعیتهای میدانی باشد، نشاندهنده یک تاکتیک روانی-رسانهای برای بمباران افکار عمومی است.
هوش مصنوعی با سرعت در حال تبدیل شدن به فناوری تعیینکننده قرن بیستویکم است. درست به همین دلیل که این فناوری ظرفیت تحولآفرینی بالایی دارد، جهان با یک انتخاب مهم روبهرو است؛ اینکه هوش مصنوعی به ابزاری برای رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل شود یا بستری برای پیشرفت مشترک بشریت. اما مواضع اخیر واشنگتن نشان میدهد برخی سیاستگذاران آمریکایی از هماکنون گزینه نخست را برگزیدهاند.
در شانگهای، مسافری در حال مرور دهها ویدئو در گوشی خود است، اما بهسختی میتواند حتی یک مینیدرام را پیدا کند که با دوربین و بازیگران واقعی ساخته شده باشد.
آنتونی مورتی، دانشیار دانشکده ارتباطات و رهبری سازمانی در دانشگاه روبرت موریسِ پنسیلوانیا طی یادداشتی تحت عنوان «تحریم و مقصرتراشی راه به جایی نمیبرد» در روزنامه چاینا دیلی، اقدامات اخیر آمریکا در اِعمال تحریم علیه نهادها و فناوری چین را به نقد کشیده است.
در پی اظهارات وزیر خزانهداری آمریکا درباره احتمال دستیابی ایران و آمریکا به توافق در روزهای آینده، همتی، رئیسکل بانک مرکزی، گفت: فارغ از اینکه این توافق انجام شود یا نه، همین اظهارات با برخی مواضع قبلی درباره قریبالوقوع بودن فروپاشی اقتصاد ایران در تعارض است.
تحول صنعتی مبتنی بر فناوری در چین، همزمان با رونق جهانی هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای سختافزارهای محاسباتی، توجه روزافزونی را از سوی سرمایهگذاران بینالمللی به خود جلب کرده است.








