×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه, ۱۶ دی , ۱۴۰۴
پیچ حساس تصمیم حکمرانی در مدیریت بحران آب ایران

آب‌و‌هوای در معرض تهدید: بحران خشکسالی، آب و تغییر اقلیم در ایران

در دهه‌های اخیر، اقلیم ایران به‌طور محسوسی گرم‌تر و خشک‌تر شده است؛ روندی که شواهد ماهواره‌ای و داده‌های اقلیمی آن را تأیید می‌کنند. کاهش شدید سطح آب دریاچه‌ی ارومیه تا حدود ۹۰ درصد نسبت به اوج خود در دهه‌ی ۱۳۷۰ نمونه‌ای شاخص از این تغییرات است. بررسی‌ها نشان می‌دهد میانگین بارندگی سالانه ایران طی چهار دهه گذشته کاهش یافته و شدت و فراوانی خشکسالی‌ها افزایش پیدا کرده است. همچنین مدل‌های اقلیمی پیش‌بینی می‌کنند تا پایان قرن، دمای متوسط کشور افزایش قابل‌توجهی یابد و میزان بارندگی به‌طور چشمگیری کاهش یابد، که بیانگر حرکت ایران به‌سوی اقلیمی گرم‌تر، خشک‌تر و با بارش‌های ناپایدارتر است.

تشدید خشکسالی و دگرگونی الگوهای بارش در ایران

ایران عمدتاً در کمربند خشک تا نیمه‌خشک جهان قرار دارد؛ بیش از ۸۲ درصد از مساحت کشور در این محدوده واقع شده و میانگین بارندگی سالانه آن طی دوره‌ی ۱۹۰۱ تا ۲۰۲۴ حدود ۲۲۷ میلی‌متر بوده است که تنها یک‌سوم میانگین جهانی محسوب می‌شود. این شرایط طبیعی از گذشته ایران را در برابر کمبود آب آسیب‌پذیر کرده بود؛ به‌طوری‌که در اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰ حدود ۳۵ درصد جمعیت با تنش آبی مواجه بودند و کشور در زمره‌ی مناطق با بیشترین خطر از دست رفتن منابع آب قرار داشت. تغییرات اقلیمی اخیر این فشار ساختاری را به‌طور چشمگیری تشدید کرده است.

مطالعات اقلیمی نشان می‌دهند که طی چهار دهه‌ی گذشته، میانگین بارندگی سالانه ایران به‌طور مستمر کاهش یافته و شدت و تداوم خشکسالی‌ها افزایش یافته است. کاهش بارش‌های زمستانی و پوشش برفی در زاگرس و البرز موجب افت روان‌آب‌های فصلی و کم‌آب شدن یا خشک شدن بسیاری از رودخانه‌ها شده است. در عین حال، بارندگی‌ها هرچند کمتر رخ می‌دهند، اما غالباً شدیدتر هستند و به سیلاب‌های ناگهانی می‌انجامند که پس از آن دوره‌های طولانی خشکی شکل می‌گیرد. این ناپایداری فزاینده در الگوی بارش، بخشی از روند گسترده‌تر کاهش بارندگی در خاورمیانه است و نشان می‌دهد اقلیم آینده‌ی ایران به‌سوی شرایطی گرم‌تر، خشک‌تر و ناپایدارتر حرکت می‌کند.

خشکسالی در بسیاری از مناطق به حالتی مزمن تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی استان‌های ایران عملاً در تمام طول سال وابسته به مخازن و سفره‌های آب زیرزمینی هستند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که حتی محصولاتی مانند پسته و زیتون که به‌طور تاریخی با اقلیم خشک ایران سازگار بوده‌اند، اکنون تحت فشار قرار گرفته‌اند. مناطق شهری نیز با مشکلات مشابهی روبه‌رو هستند؛ به‌طوری که در تهران هشدارهایی مشابه روز صفر آبی مطرح شده است. به بیان دیگر، ایران با شتابی نگران‌کننده در حال خشک‌شدن است؛ روندی که داده‌های علمی و مدل‌های اقلیمی هر دو آن را تأیید می‌کنند.

روندهای جهانی: تغییر اقلیم و الگوهای بارش

خشک‌شدن ایران بخشی از روندی جهانی در اثر تغییر اقلیم است که به بازتوزیع بارش در سطح زمین انجامیده است. با گرم‌تر شدن جو، ظرفیت هوا برای نگه‌داری رطوبت افزایش می‌یابد و در نتیجه هنگام وقوع سامانه‌های بارشی، شدت بارش‌ها بیشتر می‌شود؛ اما هم‌زمان افزایش دما تبخیر را تقویت کرده و دوره‌های خشکی را طولانی‌تر می‌کند. گزارش‌های هیئت بین‌الدولی تغییر اقلیم (IPCC) نشان می‌دهد که از میانه قرن بیستم، رخدادهای بارش شدید در بسیاری از نقاط جهان افزایش یافته، در حالی که مناطق پرجمعیتی نیز با خشکسالی‌های طولانی‌تر مواجه شده‌اند. به بیان ساده، اقلیم جهانی هم‌زمان به‌سوی “مرطوب‌تر شدن مناطق مرطوب و خشک‌تر شدن مناطق خشک” حرکت می‌کند.

این تغییرات الگوی روشنی در مقیاس منطقه‌ای دارند: عرض‌های میانی و بالایی جغرافیایی معمولاً بارش بیشتری دریافت می‌کنند، در حالی که مناطق نیمه‌استوایی مانند مدیترانه و خاورمیانه رو به خشکی می‌روند. در ایران، کاهش بارندگی به تغییر در الگوهای گردش جوّی و افزایش تبخیر ناشی از گرمایش نسبت داده می‌شود و نتیجه آن بارش‌های کمتر اما ناپایدارتر، همراه با افزایش هم‌زمان خطر خشکسالی و سیلاب است. مطالعات اخیر تأکید می‌کنند که این وضعیت پدیده‌ای محلی نیست، بلکه بخشی از بی‌ثبات‌شدن چرخه آب در جهان گرم‌شونده است؛ روندی که خاورمیانه را به یکی از کانون‌های هشداردهنده تغییرات اقلیمی بدل کرده است.

ردپای کربنی ایران و تخریب محیط‌زیست

ایران در کنار آسیب‌پذیری شدید در برابر تغییر اقلیم، خود نیز سهم مهمی در تشدید آن دارد. با انتشار حدود ۸۱۷ میلیون تن دی‌اکسیدکربن در سال ۲۰۲۳، ایران در میان شش کشور بزرگ منتشرکننده گازهای گلخانه‌ای جهان قرار می‌گیرد. بخش انرژی به‌ویژه صنعت نفت و گاز که ستون اصلی اقتصاد کشور است مسئول حدود ۸۶ تا ۹۰ درصد از کل انتشار گازهای گلخانه‌ای ایران است. وابستگی گسترده به سوخت‌های فسیلی، در کنار رشد شهرنشینی و توسعه صنعتی، به افزایش مصرف انرژی، تولید سیمان، جنگل‌زدایی و تشدید آلودگی هوا انجامیده است.

پیامدهای این الگو هم در مقیاس جهانی و هم در داخل کشور آشکار است. در سطح ملی، افزایش دما، کاهش برف در ارتفاعات، گرم‌تر شدن شب‌ها و تکرار موج‌های گرما به تشدید خشکسالی و بحران آب دامن زده‌اند. در شهرهای بزرگی مانند تهران، انتشار آلاینده‌های ناشی از بخش انرژی موجب مه‌دود و شکل‌گیری جزایر گرمایی شده و حتی چرخه‌های بازخوردی ایجاد کرده است که گرمایش محلی را تقویت می‌کنند. در مجموع، ایران هم قربانی تغییر اقلیم است و هم یکی از عوامل مؤثر در آن؛ ازاین‌رو، هم در سیاست‌های داخلی و هم در راه‌حل‌های جهانی مقابله با تغییر اقلیم، نقش و مسئولیتی کلیدی دارد.

پیامدها بر منابع آب، کشاورزی و جامعه

ترکیب خشکسالی‌های تشدیدشده ناشی از تغییر اقلیم با الگوهای ناکارآمد مصرف آب، پیامدهای عمیقی برای کشاورزی و معیشت در ایران داشته است. بخش کشاورزی حدود ۹۴ درصد آب تجدیدپذیر کشور را مصرف می‌کند، در حالی که بهره‌وری آبی آن پایین است و به‌طور متوسط تنها حدود ۷۵/۰کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب آب تولید می‌شود. تمرکز بر کشت‌های پرآب‌بر مانند برنج و پنبه، کاهش ذخایر سدها، و خشک‌شدن رودخانه‌ها و تالاب‌هایی نظیر دریاچه ارومیه، زاینده‌رود و هامون، نشان‌دهنده فشار شدید بر منابع آب و پیامدهای مستقیم آن بر اکوسیستم‌ها و معیشت محلی است.

کاهش بارش و افزایش دما که تبخیر را تشدید می‌کند، به افت عملکرد محصولات و تهدید امنیت غذایی انجامیده است؛ به‌ویژه آنکه حدود ۶۰ درصد اراضی کشاورزی ایران دیم‌اند و مستقیماً به بارندگی وابسته‌اند. این بحران تنها به کشاورزی محدود نمی‌شود و صنایع آب‌بری مانند فولاد، نساجی و صنایع غذایی را نیز تحت تأثیر قرار داده و در شهرها به کمبود مزمن و جیره‌بندی آب منجر شده است. در مجموع، تغییر اقلیم با تشدید بحران آب، ثبات اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی ایران را به‌طور فزاینده‌ای با چالش مواجه کرده است.

علم اقلیم: چگونه گرمایش جهانی الگوهای بارش را دگرگون می‌کند

خشک‌تر شدن ایران را می‌توان با سازوکارهای شناخته‌شده علم اقلیم توضیح داد. گرمایش ناشی از گازهای گلخانه‌ای چرخه هیدرولوژیک را تشدید می‌کند: جو گرم‌تر رطوبت بیشتری نگه می‌دارد و در نتیجه بارش‌ها هنگام وقوع، شدیدتر می‌شوند. هم‌زمان افزایش دما تبخیر را نیز بالا می‌برد و در مناطق ذاتاً خشک و نیمه‌استوایی مانند ایران، اثر غالب گرمایش، کاهش رطوبت خاک و طولانی‌تر شدن دوره‌های خشکی است. به همین دلیل، بسیاری از این مناطق با وجود بارش‌های مقطعی شدید، در مجموع خشک‌تر می‌شوند.

افزون بر این، تغییر اقلیم می‌تواند الگوهای گردش جوی را دگرگون کند و مسیر سامانه‌های بارشی را تغییر دهد؛ در ایران، تضعیف یا کاهش فراوانی سامانه‌های بارشی زمستانه گزارش شده است. افزایش تبخیر و خشکی خاک نیز باعث می‌شود بارش‌های کوتاه‌مدت به‌جای نفوذ در زمین، به رواناب و سیلاب تبدیل شوند و منابع آب زیرزمینی تغذیه نشوند. ارزیابی‌های IPCC نشان می‌دهند که افزایش مدت و شدت خشکسالی یکی از پیامدهای قطعی گرمایش جهانی است؛ تجربه ایران طی دهه‌های اخیر که شامل افزایش دما و کاهش بارش است با الگو و پیش‌بینی‌های مدل‌های اقلیمی همخوانی دارد. نتیجه روشن است:

جلوگیری از تشدید خشکسالی در ایران مستلزم هم کاهش انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای و هم اصلاح جدی الگوهای مصرف آب در داخل کشور است.

راهکارها و استراتژی‌ها:

بهره‌وری آب و سازگاری: چالش ایران بسیار جدی است، اما حل‌نشدنی نیست. در سراسر جهان، کشورها و مناطق دیگری که با تنش آبی مواجه بوده‌اند، راهکارهایی نوآورانه به‌کار گرفته‌اند که ایران نیز می‌تواند از آن‌ها بهره گیرد. به‌طور کلی، راه‌حل‌ها در دو دسته اصلی قرار می‌گیرند: صرفه‌جویی و استفاده مجدد از آب و کاهش اثرات تغییر اقلیم (کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای).

اصلاحات کشاورزی: از آنجا که کشاورزی حدود ۹۴ درصد برداشت آب کشور را مصرف می‌کند، افزایش حتی محدود در بهره‌وری این بخش می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران آب داشته باشد. پژوهش‌ها بر لزوم اصلاح سیاست‌های کشاورزی و گسترش روش‌های نوین آبیاری تأکید دارند؛ به‌ویژه آبیاری قطره‌ای و هوشمند که در ایران توانسته بهره‌وری مصرف آب برخی محصولات را تا چند برابر افزایش دهد. این بهبودها الزاماً نیازمند فناوری‌های پیچیده نیستند و ابزارهای ساده‌ای مانند زمان‌بندی دقیق آبیاری و حسگرهای رطوبت نیز می‌توانند اتلاف آب را کاهش دهند.

سیاست‌گذاری و قیمت‌گذاری: فناوری به‌تنهایی کافی نیست، مگر آنکه با سازوکارهای انگیزشی مناسب همراه شود. اقتصاددانان و متخصصان آب سال‌هاست که بر ضرورت اصلاح نظام قیمت‌گذاری و تخصیص آب در ایران تأکید می‌کنند. در شرایط کنونی، بخش زیادی از آب آبیاری در ایران تقریباً رایگان یا بسیار ارزان است، امری که به مصرف بیش‌ازحد دامن می‌زند. حرکت به سمت نظامی که در آن هزینه آب بر اساس ارزش کمیابی آن تعیین شود یا تخصیص سهمیه‌های قابل‌معامله آب صورت گیرد، می‌تواند از هدررفت جلوگیری کند. پایش ملی منابع و مصارف آب نیز هشدار داده است که در صورت نبود مدیریت تقاضا شامل قیمت‌گذاری، نصب کنتور و اعمال جریمه برای چاه‌های غیرمجاز بحران کمبود آب با سرعتی بیشتر منجر به تشدید بحران خواهد شد. اگرچه این اصلاحات از نظر سیاسی چالش‌برانگیز هستند، اما تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد که این رویکردها کارآمد و مؤثرند. در کشورهایی مانند شیلی و استرالیا، اجرای بازار آب و وضع هزینه بر مصرف، به کاهش چشمگیر مصرف آب در بخش کشاورزی انجامیده است. در ایران نیز حتی اصلاحات محدود در قیمت‌گذاری می‌تواند منجر به استفاده کارآمدتر شود؛ برای مثال، اگر هزینه‌ای برای مصرف آب تعیین شود، کشاورزان تمایل کمتری به آبیاری دیم برنج خواهند داشت.

استفاده مجدد از آب در صنعت: در خارج از بخش کشاورزی، صنایع می‌توانند با کاهش برداشت از منابع آب شیرین، از بازچرخانی و استفاده مجدد آب بهره ببرند. تصفیه و استفاده چندباره از پساب‌های صنعتی مانند آب شست‌وشو و سامانه‌های خنک‌کننده از طریق فناوری‌هایی چون فیلترهای غشایی و فرآیندهای پیشرفته تصفیه امکان‌پذیر است. بسیاری از کشورها، به‌ویژه در صنایع نساجی و غذایی، اجرای نظام تخلیه صفر مایع (ZLD) را الزامی یا تشویقی کرده‌اند.

تغییر در الگوی کشت و رژیم غذایی: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بازنگری در الگوی ملی کشت می‌تواند به کاهش فشار بر منابع آب ایران کمک کند. جایگزینی محصولات پرآب‌بر مانند برنج، پنبه و یونجه با غلات و حبوبات کم‌مصرف‌تر و پربازده‌تر از نظر غذایی، همراه با توسعه ارقام بومی مقاوم به خشکی، از راهبردهای کلیدی در این زمینه است. همچنین ترویج کشاورزی شهری با استفاده از آب بازیافتی و کاهش ضایعات غذایی از طریق بهبود زیرساخت‌های نگهداری، می‌تواند با افزایش بهره‌وری کل زنجیره غذا، مصرف آب را به‌طور غیرمستقیم کاهش دهد.

سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر: هرچند کاهش اثر کربن مستقیماً راهکار مدیریت آب نیست، اما می‌تواند شدت اثرات تغییر اقلیم را کاهش دهد. ایران با برخورداری از پتانسیل بالای انرژی خورشیدی و بادی، قادر است با توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر مصرف سوخت‌های فسیلی و انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهد. این گذار علاوه بر مهار گرمایش، مصرف آب در نیروگاه‌های حرارتیِ وابسته به خنک‌سازی را نیز کم می‌کند. در مجموع، حرکت به سوی انرژی‌های خورشیدی و بادی همراه با ذخیره‌سازی باتری، یکی از مقرون‌به‌صرفه‌ترین مسیرها برای تأمین رشد تقاضای برق در ایران بدون تشدید بحران کربن و آب است.

این اقدامات بی‌سابقه نیستند. در ایالت کالیفرنیا، آبیاری قطره‌ای و تغییر الگوی کشت نقش مهمی در پایداری بخش کشاورزی طی سال‌های خشکسالی شدید داشته‌اند. در اسپانیا و یونان، پساب تصفیه‌شده شهری به‌طور معمول برای آبیاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. سنگاپور یک سامانه پیشرفته بازچرخانی آب موسوم به «نیو واتر» را اداره می‌کند و عربستان سعودی نیز از آب‌شیرین‌کنی خورشیدی برای تأمین آب شرب بهره می‌گیرد. از این رو، ایران نیازی به اختراع دوباره چرخ ندارد؛ بلکه می‌تواند فناوری‌ها و سیاست‌های آزموده‌شده جهانی را با شرایط فرهنگی و جغرافیایی خود سازگار کند.

درس‌هایی از سراسر جهان

تجربه‌های عملی نشان می‌دهند که گزینه‌های متنوعی برای مدیریت پایدار آب وجود دارد. در بسیاری از کشورهای اروپاییِ درگیر تنش آبی، بازچرخانی و بازاستفاده از آب به‌عنوان یکی از ارکان سازگاری با تغییر اقلیم اجرا می‌شود؛ به‌گونه‌ای که فاضلاب تصفیه‌شده در کشاورزی، صنعت و حتی تغذیه مصنوعی آب‌های زیرزمینی به کار می‌رود. این رویکرد هم‌زمان برداشت از منابع آب شیرین را کاهش داده و آلاینده‌ها را پیش از استفاده مجدد حذف می‌کند.

در کنار این راهکارها، اقدامات ساده اما مؤثر مانند نوسازی شبکه‌های فرسوده، بهبود تجهیزات بهداشتی، جمع‌آوری آب باران، و استفاده از پوشش گیاهی کم‌مصرف می‌تواند مصرف شهری را به‌طور محسوسی کاهش دهد. اثربخشی این اقدامات زمانی به حداکثر می‌رسد که با حکمرانی کارآمد همراه باشند؛ از جمله مقابله با برداشت‌های غیرمجاز، پایش شفاف منابع آب و اطلاع‌رسانی عمومی که به افزایش آگاهی و اعتماد اجتماعی کمک می‌کند.

نتیجه‌گیری: بهره‌گیری از آینده‌ای پایدار

ایران در آستانه یک نقطه تعیین‌کننده قرار دارد: شواهد علمی نشان می‌دهد که بدون اقدام جدی، تغییر اقلیم می‌تواند شرایط خشک کشور را به سطحی ناپایدار و بحرانی برساند و امنیت آب و غذا را به‌طور جدی تهدید کند. با این حال، این وضعیت هم‌زمان فرصتی برای تغییر فراهم می‌کند؛ ایران می‌تواند با تکیه بر انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های صرفه‌جویی آب و سیاست‌گذاری هوشمندانه، مسیر یک گذار پایدار را در پیش گیرد. ابزارهای مقابله با این بحران تا حد زیادی شناخته‌شده‌اند، اما تحقق آن‌ها مستلزم اراده سیاسی و مشارکت عمومی است.

از منظر علمی، تجربه اقلیمی ایران نشان می‌دهد که گرمایش جهانی چگونه بحران‌های محلی را در مناطق آسیب‌پذیر تشدید می‌کند و ضرورت بازنگری در سامانه‌های انسانی از تولید غذا و مصرف آب تا تأمین انرژی را برجسته می‌سازد. با توجه به وابستگی عمیق بخش‌های کشاورزی و صنعت به الگوهای پرمصرف و پرانتشار، گذارهای تحول‌آفرین اجتناب‌ناپذیرند. موفقیت این مسیر در گرو تلفیق دانش علمی با اصلاحات سیاستی و تغییر رفتارهای اجتماعی است.

جمع‌بندی علمی روشن است؛ بحران خشکسالی ایران صرفاً طبیعی نیست، بلکه حاصل برهم‌کنش عوامل انسانی در مقیاس جهانی و محلی است. با این حال، این بحران قابل مهار است. بهینه‌سازی مصرف آب در کشاورزی و صنعت، بازچرخانی فاضلاب، اصلاح الگوی کشت و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی می‌تواند تاب‌آوری کشور را افزایش دهد. تجربه مناطق خشکی مانند کالیفرنیا و اسپانیا نشان می‌دهد که با رهبری سیاسی قاطع و اتکا به دانش علمی، حتی در شرایط اقلیمی دشوار نیز می‌توان آینده‌ای پایدارتر ساخت.

-----
----------------