این روند بخشی از پدیدهای است که این روزها در شبکههای اجتماعی خارج از ایران با عنوان «China Haul» مطرح میشود.
«China Haul» در واقع به معنای باز کردن بستههای خرید از چین است؛ گردشگران خارجی با چمدان خالی به چین میروند، انواع کالاها را میخرند و پس از بازگشت، ویدئویی از معرفی تکتک اقلام خریداریشده منتشر میکنند. این روزها چنین محتواهایی در فضای مجازی بسیار زیاد است.
پیش از آغاز جریان «China Haul»، موجهای «China Travel» و «China Maxxing» نیز یکی پس از دیگری شکل گرفته بودند. از سفر حضوری به چین تا پر کردن چمدان خالی با خریدهای انبوه در این کشور، مسافران خارجی با اهداف مختلف راهی چین میشوند. با این حال، این سفرها یک وجه مشترک دارند: آنها دیگر فقط از پشت فیلترهای رنگی که برخی رسانهها برای چین ساختهاند، به این کشور نگاه نمیکنند، بلکه با حضور در چین، آن را از نزدیک بررسی میکنند و سپس مشاهدات و برداشتهای خود را با دیگران در میان میگذارند.
آمریکا عمدتاً از دو مسیر به چین فشار وارد میکند: یکی اعمال محدودیتهای تعرفهای و دیگری استفاده از روایتسازی هدفمند برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی. به عبارت دیگر، این کشور از یک سو موانع ورود برندهای چینی به بازارها را افزایش میدهد و از سوی دیگر، با ایجاد ذهنیتی منفی درباره کالاهای ساخت چین، پیش از مواجهه مصرفکنندگان با این محصولات، در آنها تردید ایجاد میکند.

در مسیر روایتسازی درباره کالاهای چینی، رسانههای جریان اصلی آمریکا و بسیاری از اندیشکدهها سالهاست مجموعهای از کلیشهها را تکرار میکنند: کیفیت کالاهای ساخت چین پایین است، زنجیره تأمین این کشور پرخطر است و کشورها باید از کالاهای چینی فاصله بگیرند و زنجیره تأمین خود را به آمریکا منتقل کنند. آنها تلاش کردهاند تصویری نادرست از کالاهای چینی در ذهن مصرفکنندگان جهان بسازند: کالای چینی یعنی جنس ارزان و بیکیفیت، ظرفیت مازاد چین تهدیدی برای جهان است و زنجیره تأمین این کشور هر لحظه ممکن است دچار مشکل شود. هدف این است که ابتدا برندهای چینی را بدنام کنند و سپس با از بین بردن اعتبار آنها در میان مصرفکنندگان، مانع از انتقال دهانبهدهان تجربههای مثبت درباره این کالاها شوند.
در مسیر دیگر، یعنی جنگ تجاری، اقدامات آمریکا مستقیمتر بوده است. در ژوئیه ۲۰۲۶، دفتر نماینده تجاری آمریکا با استناد به ماده ۳۰۱، بر کالاهای ۶۰ اقتصاد، از جمله چین، تعرفه تنبیهی ۱۲.۵ درصدی اعمال کرد. در همان ماه، وزارت بازرگانی آمریکا نرخ عوارض جبرانی بر الکترود گرافیتی چین را ۱۰۳.۴۹ درصد تعیین کرد.
در اوت، کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا اینورترهای برق و رباتهای پیشرفته را به فهرست محدودیتهای دسترسی به بازار افزود و ورود این محصولات به بازار آمریکا را مستقیماً ممنوع کرد. در همان ماه، ۴۳ شرکت چینی دیگر نیز به فهرست نهادهای تحریمشده اضافه شدند و دامنه کنترلها از تراشههای پیشرفته تا کالاهای مصرفی روزمره گسترش یافت. همزمان، آمریکا پیوسته شرکتهای چندملیتی را به خروج از چین ترغیب میکند تا زنجیره تأمینی را که این کشور را به بازار جهانی پیوند داده است قطع کند.

منطق این اقدامات پیچیده نیست: ابتدا با روایتسازی، اعتبار برندهای چینی را تخریب کن و سپس با تعرفهها و محدودیتها، راه ورود کالاهای چینی را ببند. آمریکا میخواهد با تکیه بر قدرت سیاسی خود، به جای مصرفکنندگان جهان انتخاب کند و چین را بهزور از بازار جهانی بیرون براند.
اما واقعیت مطابق این سناریو پیش نرفته است.
فضای رسانهای غرب یکپارچه نیست. در اکتبر ۲۰۲۶ خبرنگار خبرگزاری رویترز از بازار بزرگ هوآچیانگبی در شهر شنژن بازدید کرد و صحنههای خرید گردشگران خارجی را به ثبت رساند. این گزارش به تغییری مهم اشاره دارد: گردشگران خارجی دیگر فقط به دنبال کالاهای ارزانقیمت نیستند؛ سختافزارهای هوش مصنوعی، تجهیزات تصویربرداری هوشمند و دیگر محصولات چینی نیز از کالاهای محبوب آنها هستند. روزنامه کرهای جونگآنگ ایلبو نیز در گزارشی مشابه این روند را آمدن به چین با چمدان خالی و ترک کردن این کشور با دست پر توصیف کرد.

همزمان، ویدیوهای بیشماری از باز کردن بستههای خرید منتشر میشود که بدون سناریوی از پیش تعیینشده ساخته شدهاند. در میان نظرات کاربران خارجی، واکنشهای تأییدکننده زیادی دیده میشود. بسیاری گفتهاند که بردن چمدان خالی به چین را در فهرست کارهایی قرار میدهند که حتماً باید انجام دهند. این موج نشان میدهد که نیروی محرک استقبال مصرفکنندگان خارجی از کالاهای چینی، ارزان بودن این محصولات نیست، بلکه توانایی زنجیره صنعتی چین در نوآوری سریع است که بر زنجیره تأمین کامل این کشور تکیه دارد. آمریکا قصد دارد به جای مصرفکنندگان جهان فکر کند و برای آنها تصمیم بگیرد، اما مصرفکنندگان وارد این بازی نمیشوند.
https://rooydadejadid.ir/?p=158200








