×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : دوشنبه, ۸ تیر , ۱۴۰۵
زعفران و دیگر محصولات ایرانی در کیسه دیگران

به گزارش رویداد جدید به نقل از پرشین خبر؛ این نوع حضور محصولات ایرانی در بازارهای جهانی، یک مشکل طبیعی نیست، یک انتخاب است، اما می‌توان آن را تغییر داد.

در سوپرمارکت های کشورهای اروپایی وقتی یک بسته بندی و یا قوطی کوچکی را مشاهده می کنید که روی آن نوشته شده Azafrán Español»»، قیمت ۴۵ یورو برای یک گرم، احتمالا درون آن زعفران خراسان و یا دیگر شهرها ایران است.

همان زعفرانی که کشاورز خراسانی آن را در سرمای پاییز با زحمت زیاد با دست چیده، توسط افرادی با قیمت پایینِ خریداری و به صورت فله از ایران خارج شده است، در اسپانیا یا اتریش بسته ‌بندی می شود و حالا با یک برچسب اروپایی در قفسه‌های سوپرمارکت های لوکس این شهرها برای فروش عرضه می شوند.

ارزش افزوده این محصول جایی دیگر و سود آن برای دیگران و در جیب واسطه هایی است که هیچ ‌چیزی نکاشته و ‌چیزیی را برداشت نکرده، اما همه چیز مال آنهاست.

ایران ۹۰ درصد زعفران جهان را تولید می‌کند، اما داستان زعفران را دیگران می‌نویسند. این یک استثنا نیست، پسته رفسنجان گونی، گونی از ایران خارج می شود. در هلند سورت می‌شود، در آلمان برچسب «بیو» می ‌خورد و با قیمتی چهار برابر بالاتر به دست مصرف کننده اروپایی و آمریکایی می رسد.

یادمان نرود که خرمای بم، در کارخانه‌های امارات فرآوری می‌شود و به ‌عنوان محصول خلیج فارس به بازارهای جهانی صادر می‌شود.

این الگو تصادفی نیست. این نتیجه یک غیبت است، غیبت برند، غیبت گواهینامه و تا وقتی این غیبت ادامه دارد، واسطه‌های خارجی کار خودشان را خواهند کرد، بدون دخالت ایرانیان محصولاتشان به نام دیگران بفروش می رسد.

ارزش ناخالص تولید کشاورزی ایران در سال  ۲۰۲۵ چیزی حدود ۳۴ میلیارد دلار بوده است. ارزش صادرات مستقیم کشاورزی همان محصولات زیر یک میلیارد دلار و  کل صادرات کشاورزی و غذایی ایران در سال ۱۴۰۳ با رشدی معادل ۳۵ درصد ۷.۵۷ میلیارد بوده است.

یعنی ایران به ازای هر دلاری که در زمین می‌روید، کمتر از سه سنت مستقیم از صادرات آن محصول به دست می‌آورد. بقیه یا داخل می‌ماند، یا بدون ارزش افزوده خارج می‌شود و یا در مسیر به جیب واسطه می‌رود.

واسطه ها سه کار می‌کنند که ما نمی‌کنیم

واسطه‌های اروپایی سه کار می‌کنند که صادرکننده ایرانی معمولاً آن را انجام نمی دهد.

اول: گواهینامه می‌گیرند، GlobalGAP، Ecocert برچسب منشأ کنترل ‌شده. این گواهی‌ها کیفیت را تأیید نمی‌کنند، کیفیت از قبل وجود دارد. این گواهی‌ها به خریدار می‌گویند که می‌تواند اعتماد کند و برای آن اعتماد، دو تا سه برابر پول می‌پردازد.

دوم: داستان می‌سازند. «کوه‌های آند»، «باغ‌های توسکانی»، «مزارع دارجیلینگ» منشأ جغرافیایی، وقتی به داستان تولید محصول تبدیل می‌شود، قیمت را تعیین می‌کند. ایران مواد اولیه بهتری دارد، سه هزار سال تاریخ زعفران در دشت های خراسان پشت تولید این محصول است، اما هنوز نتوانسته داستان محصولات تولید خود را بنویسد.

سوم: استاندارد محصول، بسته ‌بندی یکدست و زیبا، کیفیت ثابت و تحویل به موقع، چرا که خریدار اروپایی یا آمریکایی و حتی ژاپنی به این ثبات نیاز دارند. بدون آن، حتی بهترین محصولات هم در انبارها خاک خواهند خورد و خریداری نخواهند داشت.

گواهی ارگانیک قیمت محصول را عوض نمی‌کند. بسته‌ای را که می‌فروشید عوض می‌کند. برند چیزی نیست که بخری، چیزی است که باید آن را بسازی.

قهوه کلمبیا را در نظر بگیرید. کلمبیا نه بزرگ‌ ترین تولید کننده این محصول است و نه قیمت محصولش ارزان‌تراز دیگر کشورهاست، اما «Juan Valdez» یک برنامه برندسازی ملی است که ده ‌ها سال روی آن کار شد تا قهوه کلمبیایی را به یک دسته پریمیوم جهانی تبدیل کرد.

چای دارجیلینگ هند، پنیر پارمیجیانوی ایتالیا یا فرانسه همه مثال‌هایی از تبدیل یک مکان به یک ارزش هستند.

ایران مواد اولیه بهتری از همه کشورهای جهان دارد. زعفران خراسان سه هزار سال تاریخ دارد. پسته رفسنجان طعمی دارد که از هر منطقه دیگری در جهان متمایز است. انار ساوه، زرشک خراسان جنوبی، ماهی خاویار خزر هر کدام یک داستان اصالت جغرافیایی هستند که هیچ کشور دیگری نمی‌تواند ادعا کند  که مشابهه آن را دارد.

تفاوت میان یک کالا و یک برند پریمیوم، در بسیاری از موارد، چند برابر شدن قیمت است. نه به خاطر تغییر در محصول، بلکه به خاطر تغییر در روایت آن محصول است.

حسابش ساده است

بازار جهانی غذای ارگانیک و پریمیوم امسال حدود ۲۵۵ میلیارد دلار ارزش گذاری شده است و این بازار تا سال ۲۰۳۵ به ۷۱۲ میلیارد می‌رسد. این بازار دقیقاً در مناطقی رشد می‌کند که ایران بیشترین دسترسی را به آن دارد؛ خلیج فارس، چین، هند و آسیای مرکزی، پس برای به دست آوردن سهم باید کاری کرد.

اگر ایران تنها ۲۰ درصد از صادرات زعفران خود را تحت برند ملی گواهی ‌شده و با قیمت پریمیوم بفروشد با احتساب این که قیمت زعفران گواهی ‌شده سه تا چهار برابر قیمت فله است، سالانه چند صد میلیون دلار درآمد اضافی به جیب مردم ایران می رود.

اگر کل صادرات کشاورزی ایران به ۱۰ تا ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی برسد، سطحی که ترکیه و مراکش به آن رسیده‌اند، بیش از ۵۰ میلیارد دلار در سال نصیب کشور می کند. یعنی رشد هفت‌ برابری درآمد، بدون زمین جدید، بدون محصول جدید و بدون نیاز به سرمایه داخلی و خارجی.

کار چندان پیچیده‌ای نیست

تعاونی‌های تولیدکننده باید شکل بگیرند تا مزارع کوچک بتوانند استانداردهای بین‌المللی را رعایت کنند. نشانه‌های جغرافیایی حمایت ‌شده، همان کاری که اروپا برای پنیر و سایر محصولات کشاورزی خود کرده است.

باید به زعفران خراسان، پسته رفسنجان، انار ساوه و دیگر محصولات ایرانی که در سطح جهانی هستند، رسمیت قانونی داد تا بتوانند بازار خود را با نام و برند ایرانی پیدا کنند.

ظرفیت بسته ‌بندی و طراحی برند باید به‌ عنوان سرمایه‌گذاری ملی دیده شود، نه هزینه

بسته بندی و طراحی برند محصولات مختلف، کار دولت ها نیست، بلکه بخش خصوصی باید با تمام توان وارد این کارزار شود. کارآفرینان بخش خصوصی باید پیش ‌قدم شوند. دولت باید فضا را با ساده سازی قوانین و مقررات صادرات باز کند تا بخش خصوصی بتواند در بازارهای جهانی به رقابت بپردازد.

این تصمیم به تأخیر بیفتد، سالانه میلیاردها دلار دیگر از ثروت ایران در بسته بندی های زییا و با برچسب و زبان دیگر کشورها به جیب دیگرانی می روند که محصولات ایران را فله ای خریداری می کنند و با بسته بندی های زیبا به دست مشتریان خود می رسانند.

منابع: بانک جهانی، مرکز آمار ایران، سازمان توسعه تجارت ایران · Statista · Grand View Research

از عطا فرامرزی استراتژیست اقتصاد بین‌الملل و مشاور در زمینه توسعه اقتصادی

-----
----------------