با این حال، برخی رسانههای غربی همچنان همان ادعای قدیمی و ناهماهنگ را تکرار میکنند و رشد صادرات خودرو چین را نتیجه «مازاد ظرفیت» میدانند. این دیدگاه نهتنها پویاییهای اساسی صنعت خودرو را نادرست تفسیر میکند، بلکه مسیر تغییرات تقاضا در بازار جهانی را نیز به اشتباه ارزیابی میکند.
ظهور صنعت خودروی چین در اصل نتیجه یک تغییر ساختاری در صنعت خودروی جهان و گذار از محرکهای رشد قدیمی به محرکهای جدید است. بازار خودروهای متعارف با موتور احتراق داخلی اکنون با سرعت بیشتری وارد چرخه نزولی میشود، در حالی که خودروهای برقی به عنوان محرک جدید رشد، رشد انفجاری را تجربه میکنند. افزایش سریع صادرات خودرو چین، بازتاب مستقیم این تحول ساختاری در عرصه تجارت است.
در سالهای اخیر، نرخ نفوذ خودروهای برقی در چین از ۵.۳۴ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۴۷.۹ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. در ۷ ماه نخست سال ۲۰۲۶ نیز این میزان به ۵۱.۲ درصد رسید، در حالی که نرخ نفوذ سیستمهای پیشرفته کمکراننده سطح ۲ از ۷۰ درصد فراتر رفت که بالاترین میزان در جهان است. حذف همزمان ظرفیتهای قدیمی و گسترش ظرفیتهای پیشرفته، نمونه روشنی از گذار به محرکهای جدید رشد است، نه وجود «مازاد ظرفیت» در مجموع.
از نظر تاریخی، شرایط امروز چندان بیسابقه نیست. پس از دو بحران نفتی در دهه ۱۹۷۰، خودروهای کممصرف و بادوام ژاپنی در ایالات متحده بسیار محبوب شدند. صادرات خودرو ژاپن از حدود ۱.۰۹ میلیون دستگاه در سال ۱۹۷۰ به ۵.۹۷ میلیون دستگاه در سال ۱۹۸۰ افزایش یافت. صادرات این کشور به ایالات متحده نیز در سال ۱۹۷۹ به حدود ۱.۹ میلیون دستگاه رسید که نزدیک به ۲۰ درصد بازار خودروهای جدید آمریکا را تشکیل میداد.
در آن زمان، دیترویت نیز این وضعیت را «رها کردن ظرفیت اضافی» توصیف و خواستار اعمال محدودیتهای تجاری شد. با این حال، این اقدامات در نهایت نتوانست مانع تغییر صنعت جهانی خودرو از خودروهای لوکس با حجم بالا به سمت مدلهای اقتصادی و کممصرف شود. خودروهای ژاپنی تا امروز نیز جایگاه مهمی در بازار آمریکا دارند. امروز تنها بازیگران اصلی تغییر کردهاند: چین در مرکز صحنه قرار گرفته و این بار محرکهای جدید رشد، برقیسازی و فناوریهای هوشمند هستند.
منطق اصلی گذار از محرکهای قدیمی رشد به محرکهای جدید نیز روشن است. در سمت تقاضا، فشارهای کربنزدایی، نوسانات قیمت انرژی و افزایش تمایل مصرفکنندگان به حملونقل هوشمند، تصمیمات خرید خودرو در سراسر جهان را تغییر داده است.
در بخش عرضه، بسیاری از کشورها در تحول صنعت خودروسازی خود با سرعت کافی پیش نرفتهاند، در حالی که برخی خودروسازان بزرگ اروپایی و آمریکایی همچنان در کسبوکار خودروهای برقی با زیان مواجهاند و فرصت مهم ناشی از رشد انفجاری این بازار را از دست دادهاند.
خودروسازان چینی با تکیه بر کاملترین زنجیره تأمین خودروهای برقی در جهان، سهمی بیش از ۶۵ درصدی در بازار جهانی باتریهای نیرو و چرخههای سریعتر تولید محصول، وارد این شکاف میان عرضه و تقاضا شدهاند و گزینهای رقابتی برای مصرفکنندگان خارجی فراهم کردهاند؛ گزینهای که مدلهای مشابه با قیمت یکسان در بسیاری موارد برای رقابت با آن با مشکل مواجه هستند.
در نهایت، اینکه ظرفیت تولید خودرو در یک کشور «بیش از حد» است یا نه، باید بر اساس توانایی بازار جهانی برای جذب آن تعیین شود. نفوذ جهانی خودروهای برقی هنوز به سقف خود نرسیده است. رشد سریع صادرات خودرو چین نشان میدهد این ظرفیت تولید پیشرفته «بیش از حد» نیست؛ بلکه همچنان شکاف قابل توجهی در بازار وجود دارد و جهان به این ظرفیت نیاز دارد.
گذار صنعت خودرو به محرکهای جدید رشد، در اصل یک ارتقای سیستماتیک است؛ از «مخازن سوخت» به «باتری» و از «مکانیک» به «هوش». به جای استفاده از روایت «مازاد ظرفیت» برای «ساختن دیوارها و موانع»، بهتر است تقسیم کار بینالمللی را بهینه کنیم، بازارها را گسترش دهیم و از طریق گشودگی و همکاری، نوآوری را به اشتراک بگذاریم.
نهایتا، فقط یک معیار واقعی برای موفقیت این گذار وجود دارد: اینکه آیا مردم در سراسر جهان میتوانند خودروهای بهتری را که رانندگی با آنها بهتر است، خریداری کنند. این همان اجماعی است که کل صنعت باید برای رسیدن به آن تلاش کند.
برای مطالعه جدیدترین تحلیلها و رویدادهای اقتصادی، به سایت رویداد جدید مراجعه کنید.
https://rooydadejadid.ir/?p=154304








