درگیری جاری در خاورمیانه تشدید شده و منطقه را در وضعیتی مخاطرهآمیز قرار داده است. در پسِ منازعات پیچیده قدرت در ظاهر، چهرهای کلیدی بهتدریج برجستهتر میشود: سناتور لیندسی گراهام.
شورای امنیت سازمان ملل متحد اخیراً درباره تنشهای پیرامون تنگه هرمز بحث و گفتگو کرده است.
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران علاوه بر هزینه های جانی و انسانی و اقتصادی سنگین که گفته شده است بطور متوسط حدود ۱۲ میلیارد دلار در هفته برای ایالات متحده هزینه در بر دارد، می تواند باعث جابهجایی ساختارهای بنیادین شود که برای سال های متمادی نقش تکیهگاه و پایه اقتصاد جهانی را بازی کرده اند.
درگیری جاری در خاورمیانه تشدید شده و منطقه را در وضعیتی مخاطرهآمیز قرار داده است. در پسِ منازعات پیچیده قدرت در ظاهر، چهرهای کلیدی بهتدریج برجستهتر میشود: سناتور لیندسی گراهام.
شورای امنیت سازمان ملل متحد اخیراً درباره تنشهای پیرامون تنگه هرمز بحث و گفتگو کرده است.
همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و بحرانی شدن “تنگه هرمز” به عنوان یک مسیر عبور حیاتی برای انرژی جهان، ناظران بینالمللی در ابتدا نسبت به آسیبپذیری ایران در صادرات نفت و چین به عنوان بزرگترین وارد کننده انرژی جهان ابراز نگرانی کردند.اما آنها در این دیدگاه خود، از یک نکته مهم غافل بودهاند و اصلاحات استراتژیک و آگاهانه ایران و چین در دهه گذشته را به درستی مورد توجه قرار ندادهاند.
جنگی که آمریکا و اسرائیل به عنوان دو قدرت اتمی جهان به صورت مشترک و هماهنگ، از روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران آغاز کردند، اگرچه در ظاهر امر فقط همین سه طرف را درگیر کرده اما در صحنه عمل و میدان، بسیاری از کشورهای منطقه از جمله کشورهای ثروتمند و نفت خیز حاشیه خلیج فارس نیز به دلیل هم پیمانی با ایالات متحده و کمک به جبهه مقابل ایران، خود را در میانه میدان جنگ یافته اند.
در شرایطی که تحولات اخیر، ابعاد اقتصادی گستردهای پیدا کرده، نقش مؤلفههای راهبردی در تعیین معادلات قدرت بیش از پیش برجسته شده است. موقعیتهایی مانند تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی، به یک اهرم تعیینکننده تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که هرگونه اختلال یا حتی افزایش ریسک در این مسیر، مستقیماً به افزایش هزینههای سرمایه داران آمریکایی منجر میشود.
نظرسنجیهای غربی نشان میدهد که نگاه مردم کشورهای غربی به کشورهای شرقی همچون ایران و نیز کشور چین در حال تغییر است.
سیزیف (Sisyphus)، یکی از شخصیتهای فریبکار در اساطیر یونان، به انجام وظیفهای ابدی هل دادن تخته سنگی به سمت بالا، محکوم شده بود .
در هفتههای اخیر که تنش نظامی میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر وارد مرحلهای جدیتر شده، نام چین در میان تحلیلها، بیش از گذشته مطرح میشود. برای بسیاری از ناظران خاورمیانه، چین نه بخشی از مشکل، بلکه بخشی از ظرفیت حل مسئله است
از زمان آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، این درگیری یک ماه کامل ادامه یافته است.
با گسترش جنگ آمریکایی – اسرائیلی علیه ایران، فضای امنیتی خلیج فارس وارد مرحلهای حساس شده است. بسیاری از تحلیلها بر ابعاد نظامی و سیاسی این تحولات تمرکز دارند، اما در پس این رخدادها این واقعیت مهم نیز دوباره خود را نشان داده است که الگوی امنیتی مبتنی بر حضور نظامی گسترده قدرتهای فرامنطقهای در خاورمیانه، نه تنها تضمینکننده ثبات نیست بلکه در شرایط بحرانی میتواند خود به یکی از عوامل گسترش ناامنی تبدیل شود. آنچه امروز در منطقه مشاهده میشود تا حدی یادآور تجربههایی است که پیش از این نیز در نقاط مختلف جهان رخ داده و نشان دادهاند که پایگاههای نظامی خارجی، در کنار مزایای کوتاهمدت، گاه میتوانند به نقاط آسیبپذیر در زمان بحران تبدیل شوند.
حمله به واحدهای صنعتی، آن هم در مقیاس فولاد خوزستان، صرفاً رویدادی نظامی نیست؛ بلکه یک پیام اقتصادی–اجتماعی دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران در نخستین نشست شورای معاونان در سال جدید، با تأکید بر شرایط خاص سیاسی و اقتصادی کشور ناشی از جنگ تحمیلی، بر تداوم تولید ازطریق مدیریت بهینه تأمین، منابع مالی و ارتقای تابآوری عملیاتی تأکید کرد.
دولت آمریکا در دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ به ترتیب گزارشهای «استراتژی امنیت ملی» و «استراتژی دفاع ملی» خود را منتشر کرد. هر دو گزارش بر اولویت دادن به امنیت سرزمین ایالات متحده و منافع آن در نیمکره غربی تأکید داشتند، اما در عین حال به صراحت بر عزم و اقدامات این کشور برای «حذف سایر قدرتها» در مناطق کلیدی جهان اشاره کردند.
کاخ سفید در روزهای اخیر درباره جنگ با ایران مواضعی بهظاهر متناقض اتخاذ کرده است. از یک سو، بر موضع سختگیرانه خود در قبال ایران تأکید دارد و بر توانایی ادامه حملات پافشاری میکند؛ از سوی دیگر، پیامهایی حاکی از تمایل به مذاکره ارسال کرده و بهطور تلویحی از «رو به پایان بودن» جنگ سخن میگوید. بررسی این نشانههای متضاد نشان میدهد که آمریکا در پی یافتن مسیری برای خروج آبرومندانه از این جنگ است؛ مسیری که بتواند هم رضایت افکار عمومی داخلی را جلب کند و هم فشار بر ایران را حفظ نماید.بازتعریف روایت جنگ با ایران زیر پوشش ادامه موضعگیری سرسختانه
سیطره مقاومت ایران در برابر دشمن آمریکایی اسرائیلی در خاورمیانه تشدید شده و منطقه را در حالت آماده باش قرار داده است. در آمریکا نیز در پسِ منازعات پیچیده قدرت در ظاهر، چهرهای کلیدی بهتدریج شناخته تر میشود: سناتور لیندسی گراهام. او صرفاً یک سیاستمدار نیست، بلکه فردی جنگطلب است که عمیقاً درگیر جنگ بوده و بهطور شخصی نقش هماهنگکننده را ایفا میکند؛ فردی که برای تأمین منافع شخصی خود، کشور را به سوی ماجراجوییهای نظامی سوق میدهد. بررسی اقدامات او تصویری نگرانکننده را آشکار میکند؛ تصویری که در آن جاهطلبی سیاسی، منافع ائتلاف نظامی-صنعتی و نوعی ذهنیت هژمونیک منطقهای در هم تنیده شدهاند.
در حالی که درگیریهای منطقهای و سیاستهای قدرت طلبی آمریکا همچنان جهان را دچار آشفتگی کردهاند، چین به دلیل مقاومت در برابر زیاده خواهی های آمریکا همچنان بهعنوان ستون ثبات و اطمینان باقی مانده است.
تا پیش از حمله ۹ اسفند و پس از آن، مسئولان امریکایی سعی می کردند با فرافکنی رسانه ای خود را مدافع حقوق ملت ایران و منجی آنان جا بزنند و نظر و توجه مردم عزیز کشورمان را به خود جلب کنند.
حمله تجاوزکارانه ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران که همزمان با مذاکرات تهران و واشنگتن آغاز شد، و ترور رهبر و مقامات ارشد ایران توسط طرف متجاوز، بدون تردید نقض آشکار حاکمیت ملی ایران و تعرضی صریح به حقوق بینالملل به شمار میرود. این اقدام مصداق کامل یک تجاوز بود. با این حال، در برابر این تجاوز، بیشتر کشورهای غربی سکوت اختیار کردند.
روزنامه گلوبال تایمز در یادداشتی تحت عنوان «آیا آمریکا در باتلاق یک جنگ غیرقابل کنترل دیگر فرو میرود؟»، به بررسی جنگ جدید علیه جمهوری اسلامی پرداخت و نوشت: درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران وارد هفته چهارم شده است. آنچه در ابتدا بهعنوان «حملات مرگبار» برقآسا علیه ایران با هدف دستیابی به یک پیروزی سریع آغاز شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک باتلاق تمامعیار است.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بارها مدعی شده است که ایالات متحده در حال مذاکره با ایران است و «ایران برای دستیابی به توافق اشتیاق دارد»، اما ایران این ادعاها را بهطور قاطع رد کرده است. از این رو، این پرسش مطرح میشود که واشنگتن با تکرار چنین ادعاهایی چه هدفی را دنبال میکند؟
به گفته مقامات پنتاگون که کنگره را در جریان مراحل اولیه جنگ قرار دادند، هزینه برآوردی شش روز نخست عملیات نظامی آمریکا علیه ایران ۱۱٫۳ میلیارد دلار است.









