اما همین رویکرد محتاطانه در قبال اختلافات تجاری با چین دیده نمیشود. فون در لاین اعلام کرده است اگر پکن تا ماه اکتبر «نتایج ملموسی» ارائه نکند، بروکسل «همه ابزارهای خود را روی میز» خواهد داشت.
آنچه او ظاهراً نادیده میگیرد این است که بسیاری از رهبران غربی که در سالهای اخیر با ادبیات فشار حداکثری درباره تجارت با چین سخن گفتهاند، در نهایت برای حل اختلافات خود ناچار به مذاکره شدهاند.
نخستین دور گفتوگوهای سازوکار مشورتی تجاری و سرمایهگذاری چین و اتحادیه اروپا، هفته گذشته میان «وانگ ونتائو»، وزیر بازرگانی چین، و «ماروش شفچوویچ»، کمیسر تجارت اتحادیه اروپا، برگزار شد؛ مذاکراتی که به گفته خود شفچوویچ، «فشرده، متمرکز و سازنده» بود. با این حال، تعیین ضربالاجلهای علنی و تهدیدآمیز، تنها همان روند گفتوگو را که فون در لاین مدعی حمایت از آن است، تضعیف میکند. چنین رویکردی از سوی سیاستمداری با جایگاه و تجربه او، نامناسب و شگفتآور به نظر میرسد.
به نظر میرسد او با اتخاذ موضعی تند علیه پکن، در پی آن است که توجه افکار عمومی را از موقعیت خود در اختلافات تجاری و امنیتی با آمریکا منحرف کند. مذاکرات تجاری سال گذشته با واشنگتن با امتیازدهیهای اتحادیه اروپا همراه بود و انتقادهای گستردهای را در پایتختهای اروپایی برانگیخت. اکنون نیز به نظر میرسد او پس از تهدیدهای تعرفهای جدید ترامپ، تلاش میکند با ایجاد فضای تقابل با چین، بار دیگر خود را مدافع منافع اروپا نشان دهد.
با این حال، در شرایطی که فون در لاین از «ضربالاجل» سخن میگوید، بسیاری از اعضای اتحادیه اروپا مسیر دیگری را دنبال میکنند. «وانگ یی»، وزیر امور خارجه چین، روز چهارشنبه سفر یکهفتهای خود به دانمارک، سوئد، فنلاند و نروژ را به پایان میرساند. او همچنین اواخر ماه گذشته در پکن با دیپلمات ارشد اتریش دیدار کرد. وانگ در استکهلم با خانواده والنبرگ، از پیشگامان سرمایهگذاری اروپایی در چین از دهه ۱۹۷۰، دیدار کرد و آنان بر ادامه سرمایهگذاری، گسترش همکاری و حضور در بازار چین تأکید کردند. «اولف کریسترسون»، نخستوزیر سوئد، نیز خواستار تقویت گفتوگو میان اتحادیه اروپا و چین و مدیریت صحیح اختلافات شد.
دیدارهای دیگر وانگ با مقامها و نمایندگان تجاری کشورهای میزبان نیز پیام مشابهی داشت. این تحولات نشان میدهد بسیاری از اقتصادها و شرکتهای اروپایی همچنان خواهان روابط اقتصادی باثبات و سازنده با چین هستند.
کافی است به پرونده خودروهای برقی ساخت چین نگاه کنیم تا روشن شود تهدیدهای فون در لاین پشتوانه محکمی ندارد. اختلافی که اتحادیه اروپا آغاز کرده بود، پس از ماهها کشمکش، سرانجام از طریق مذاکره مدیریت شد.
اگر برخی سیاستگذاران اروپایی واقعاً تصور میکنند کسری تجاری ۳۶۰ میلیارد یورویی این بلوک با چین در سال گذشته، نشانه قدرت چانهزنی آنهاست، نه بازتاب ضعف رقابتپذیری برخی صنایع اروپایی و محدودیتهای صادرات فناوریهای پیشرفته به چین، در واقع دچار برداشت نادرستی شدهاند.
بر پایه چنین منطقی، اگر چین حاضر به پذیرش خواستههای اروپا نباشد، همین کسری تجاری میتواند بهانهای برای آغاز یک جنگ تجاری شود. در حالی که اگر کسری تجاری بهتنهایی ابزار فشار بود، هر کشوری با عدم توازن تجاری میتوانست آن را مبنای تقابل اقتصادی قرار دهد؛ استدلالی که از نظر منطقی قابل دفاع نیست.
کسری تجاری یک سلاح نیست، بلکه نتیجه عواملی مانند الگوی مصرف، ظرفیت صنعتی، مزیت نسبی و سایر متغیرهای اقتصادی است. تبدیل آن به بهانهای برای جنگ تجاری، بیش از هر چیز نشاندهنده ضعف در تحلیل اقتصادی و پناه بردن به شعارهای سیاسی است.
اتحادیه اروپا طی دهههای گذشته از رفاه قابل توجهی برخوردار بوده است؛ بخشی از این وضعیت به دلیل دسترسی به انرژی ارزان روسیه، تضمین امنیت از سوی آمریکا و بهرهمندی از بازار بزرگ و کالاهای مقرونبهصرفه چین بوده است. اکنون، در دوران رهبری فون در لاین، این بلوک با خطر از دست دادن این مزیتها بهطور همزمان روبهرو است.
در حالی که چین برای گسترش همکاری در حوزههایی مانند تجارت، گذار سبز و حکمرانی چندجانبه دست همکاری به سوی اروپا دراز کرده است، برخی سیاستمداران اروپایی همچنان با ذهنیت دوران جنگ سرد و بازی حاصلجمع صفر به این روابط نگاه میکنند. ناتوانی در درک منافع مشترک و مدیریت اختلافات، بهطور مستقیم بر کاهش رقابتپذیری اروپا اثر گذاشته است.
اگر اتحادیه اروپا محصولات سبز و رقابتی چین را از بازار خود کنار بگذارد، بیش از هر چیز هزینه گذار سبز خود را افزایش خواهد داد و توان رقابتی صنایعش را کاهش میدهد. این بلوک در تلاش برای مقابله با رقابت چین، ممکن است به آینده اقتصادی خود آسیب بزند.
توان صنعتی اتحادیه اروپا تضعیف شده و یکی از دلایل اصلی آن، ضعف در قضاوت راهبردی بخشی از نخبگان سیاسی این بلوک است؛ کسانی که حمایتگرایی را با سیاستورزی و لفاظی را با قاطعیت اشتباه گرفتهاند. در جهانی که به انعطاف نیاز دارد، آنها سختگیری را بهجای راهحل ارائه میکنند و آن را «پایبندی به اصول» مینامند.
چین سالها تجربه مقابله با فشارهای حداکثری را دارد و از حقوق و منافع قانونی خود دفاع خواهد کرد. پکن همچنان گفتوگو از طریق سازوکارهای مشورتی با اتحادیه اروپا را ترجیح میدهد، اما در برابر تهدید تسلیم نخواهد شد. تلاش فون در لاین برای اعمال فشار، بیش از هر چیز نشان میدهد کدام طرف زودتر دچار تردید شده است. اتحادیه اروپا نمیتواند آینده اقتصادی خود را فدای نمایش قاطعیتی کند که تأثیر چندانی ندارد.
اگر اتحادیه اروپا تنها بر تقسیم «عادلانه» کیک اقتصادی موجود با چین تمرکز کند و از افزایش ظرفیت این کیک غافل بماند، در نهایت سهم خود را کوچکتر خواهد دید؛ نه به این دلیل که چین آن را تصاحب کرده، بلکه به این دلیل که اروپا نتوانسته فرصتهای بزرگتر را ببیند.
https://rooydadejadid.ir/?p=148430









