نخستین و فوریترین پیامد، احتمال گسترش زنجیرهای درگیریهاست. اگر اسرائیل مهار نشود، جبهههای دیگر در لبنان، سوریه، عراق و یمن نیز ممکن است همزمان فعال شوند. در چنین شرایطی، پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس نیز از خطر در امان نخواهند بود. تنش در تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت نفت برنت، از هماکنون نگرانی بازارها را نشان میدهد. اگر مسیر کشتیرانی دریای سرخ نیز به دلیل فعالیت حوثیها بار دیگر با اختلال مواجه شود، زنجیره منافع اقتصادی آمریکا با شوک تازهای روبهرو خواهد شد. افزایش قیمت انرژی و تورم ناشی از آن، در نهایت به اقتصادهای وابسته به واردات انرژی، بهویژه سرمایه داران آمریکایی، آسیب خواهد زد.
بحران عمیقتر در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» میان آمریکا و ایران و همچنین ناتوانی واشنگتن در مهار اسرائیل نهفته است. ایران اگرچه از موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز اهرم فشار مهمی در اختیار دارد، اما تحریمها و محدودیتهای اقتصادی فشار بر اقتصاد و معیشت مردم این کشور وارد کرده و دستیابی به یک امنیت پایدار را برای تهران به موضوعی مهم تبدیل کرده است. از سوی دیگر، آمریکا نیز با کاهش ذخایر مهمات پدافند هوایی و پیامدهای منفی قیمتهای بالای نفت بر فضای سیاسی داخلی خود، تمایلی به طولانی شدن این وضعیت ندارد.
با این حال، یکی از عوامل اصلی تشدید تنشها، ناتوانی آمریکا در اعمال فشار مؤثر بر اسرائیل است. گزارشها نشان میدهد ترامپ نتانیاهو را به آسیب زدن به روند مذاکرات متهم کرده و شخصاً از او خواسته از اقدام تلافیجویانه علیه ایران خودداری کند. اما نفوذ گسترده جریانهای حامی اسرائیل در کنگره و ساختار سیاسی آمریکا، در کنار روابط راهبردی چند دههای دو طرف، باعث شده کاخ سفید نتواند ابزارهایی مانند قطع کمکهای نظامی یا اعمال فشار اقتصادی را برای مهار اسرائیل به کار گیرد.
اسرائیل نیز از تمایل آمریکا به حفظ آتشبس بهره برده و در فضای «نه جنگ و نه صلح»، دامنه عملیات نظامی خود را در لبنان گسترش داده است؛ روندی که در نهایت ایران را به انجام حملات مستقیم علیه خاک اسرائیل سوق داد. این شکاف میان اهداف راهبردی آمریکا و اقدامات میدانی اسرائیل، توان واشنگتن را برای مدیریت بحران خاورمیانه تضعیف کرده و احتمال خروج اوضاع از کنترل را افزایش داده است.
وضعیت «نه جنگ و نه صلح» در عمل مانند یک فرسایش تدریجی عمل میکند. هرچند این وضعیت ممکن است در کوتاهمدت مانع جنگی فراگیر شود، اما در بلندمدت منابع نظامی و اقتصادی آمریکا را تحلیل میبرد و حمایت عمومی را کاهش میدهد. در همین حال، تنگه هرمز همچنان در سایه تهدید انسداد احتمالی قرار دارد و بازارهای انرژی جهانی را در وضعیت ناپایدار نگه میدارد. چنین روندی میتواند زمینهساز یک درگیری ناخواسته و در نهایت جنگی گسترده شود.
تجربه تاریخی نشان داده است که وقتی ایران و اسرائیل وارد چرخه حملات مستقیم متقابل میشوند، مهار بحران و بازگرداندن شرایط به وضعیت عادی بسیار دشوار خواهد بود. همزمانی سه عامل، یعنی تقابل مستقیم ایران و اسرائیل، بنبست میان آمریکا و ایران و ناکارآمدی سازوکارهای مهار اسراییل توسط آمریکا، ضرورت تسریع تلاشهای دیپلماتیک کشورهای میانجی را بیش از هر زمان دیگری برجسته کرده است به نحوی که راهحلهای سیاسی و دیپلماتیک را جایگزین گزینههای نظامی کنند. تنها از این مسیر میتوان به آتشبسی پایدار دست یافت تا با خروج آمریکا از منطقه، زمینه بازگشت ثبات و امنیت به خاورمیانه و خلیج فارس فراهم شود.
https://rooydadejadid.ir/?p=145724









